آنها كه عثمان بود نامزد خلافت شد و به حكومت رسيد و كارى جز پر كردن شكم نداشت . دودمان پدرى او ( بنى اميّه به دفاع از او برخواستند و مانند شترى كه گياه تازه بهار را با اشتها مىخورد ، شروع به خوردن و غارت بيت المال كردند ، و همين شكمبارگى و بزهكارى او را به كشتن داد و هنگامى كه عثمان به هلاكت رسيد مردم به اطراف من اجتماع نمودند و وحشتى از آنها نداشتم به جز اينكه مردم مانند يال كفتار بر سرم ريختند به طورى كه دو فرزندم نزديك بود در آن ازدحام و شلوغى زيردست و پا كوبيده و له شوند و عبايم از دو طرف پاره شد . امّا همين كه به امر خلافت اقدام كردم گروهى پيمان شكستند و خوارج نهروان از دين بيرون رفتند و بر من خروج نمودند و گروهى ديگر كه معاويه و ياران او بودند دست به طغيان زدند . گويا هر سه دسته اين سخن خدا نشنيدند كه خداوند مىفرمايد : خانهء آخرت را ويژهء مردمى قرار مىدهيم كه در روى زمين خواهان برترى و فساد نيستند و عاقبت خوش از آن پرهيزگاران است . « 1 » آرى ، به خدا قسم شنيده بودند و آن را از حفظ داشتند ، اما زرق و برق دنيا چشمشان را پر كرد و زيور و زينت دنيا آنها را فريب داد .
قسم به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را بوجود آورد . اگر حضور مردم نبود و حجت بر من به خاطر وجود يار و ياور تمام نبود و اگر نبود عهدى كه خدا از دانشمندان گرفته كه در برابر ظلم ستمگر و گرسنگى هيچ مظلومى سكوت ننمايند ، افسار شتر حكومت را بر كوهانش مىانداختم و پايان خلافت را با پيمانهء خالى اولش سيراب مىكردم آنوقت مىديديد كه ارزش دنياى شما نزد من از آب دماغ بز كمتر است .
چون سخن حضرت عليه السّلام به اينجا رسيد مردى از اهل عراق بلند شد و نامهاى به دست حضرت داد ، حضرت عليه السّلام سرگرم خواندن نامه شد ، پس از خواندن نامه ابن عباس عرض كرد اى امير المؤمنين سخنت را از همانجا كه بريدى ادامه مىدادى . حضرت فرمود : هيهات اى پسر عباس اين سخنان آتش درونى بود كه شعله كشيد و سپس فرو نشست . ابن عباس گفت به خدا قسم بر هيچ سختى به مانند اين كلام ناتمام امير المؤمنين غصه نخوردم كه آن انسان و الا درد دلش را با اين سخنرانى به پايان نبرد .
فصل پنجاهم [ : خطبه حضرت در مذمت ترك تبعيت از حق ]
روايت شده حضرت صادق عليه السّلام فرمودهاند : كه على عليه السّلام خطبهاى بعد از حمد و ثناى الهى ايراد كردند .
به اين شرح : من سيد و آقاى پيران هستم و در من صفتى از ايوب وجود دارد . به زودى خداوند براى من اهلم را در كنارم جمع خواهد كرد همانطور كه اين كار را براى يعقوب انجام داد و آن زمانى است كه فلك دور بزند و آخر زمان بشود . به طوريكه شما از زيادى مدّت انتظار بگوييد آنكس كه بايد بيايد گم شده است و يا به هلاكت رسيده .
اى مردم آگاه باشيد قبل از آنكه آن زمان بيايد صبر را شعار و پيشه خود قرار دهيد و به گناهان خود
هامش
( 1 ) - سوره قصص ، آيهى 83 .