را به آنها ياد بدهد و طبق احكام قرآن در بينشان حكم كند ، حضرت على عليه السّلام عرض كرد : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله من جوانم و از امور قضايى اطلاعى ندارم چگونه مىتوانم در بين آنها داورى كنم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : نزديك بيا چون على عليه السّلام نزديك رفت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست به سينهء او گذاشت و فرمود پروردگارا دل او را به راه حق هدايت كن و زبانش را براى گفتار راست پايدار بدار .
على عليه السّلام فرمود : پس از اين دعاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هيچگاه در داورى و قضاوت بين دو نفر شك نكردم و حق را تشخيص مىدادم . هنگامى كه على عليه السّلام در يمن مستقر شدند و با حكم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى قضاوت بين مسلمانان آن سرزمين آماده شد ، دو نفر مرد به آن حضرت مراجعه كردند و از حضرت درخواست كمك و داورى نمودند . آن دو نفر كنيزى را به طور اشتراك خريده بودند و چون تازه مسلمان بودند و از احكام شريعت اطلاع نداشتند و فكر مىكردند با خريدن كنيز صاحب آن مىشوند ، در تمام اوقات با او همبستر مىشدند روى اين جهت اين دو شريك در يك ظهر با آن كنيز همبستر شده بودند و از اين همبسترى با كنيز پسربچهاى متولد شد و آن دو نفر با يكديگر اختلاف داشتند كه اين پسر بچه مال چه كسى است ؟ براى رفع اين مشكل خدمت على عليه السّلام رسيدند . على عليه السّلام قرعه زدند و قرعه به نام يكى از آن دو درآمد بچه را به او داده و نصفى از قيمت آن را كه باعث مىشود بچه به صورت عبد بماند را از آن شخص گرفته و به شريكش داد و سپس فرمودند اگر مىدانستم كه بعد از اطلاع از آئين خدا دست به چنين كارى زدهايد شديدا شما را مجازات مىكردم .
وقتى اين داورى به گوش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد ، حضرت اين داورى را تأييد كرد و تصريح كرد كه آن حكم اسلام بوده و سپس فرمودند خدا را شكر كه در خانواده من كسى را قرار داده كه مانند داود عليه السّلام قضاوت مىكند يعنى از الهام الهى كه به منزله وحى و نزول حكم صريح است استفاده نموده است .
شكار شير
يكى ديگر از داورىهاى على عليه السّلام در يمن اين جريان بود . براى شكار كردن شيرى در سر راهش چالهاى كندند و روى آن را هم پوشاندند بالاخره توانستند به اين وسيله شير را صيد كنند . فرداى آن روز وقتى مردم براى تماشاى شير اطراف گودال جمع شدند تصادفا پاى يكى از تماشاچيان لغزيد و هنگامى كه مىخواست داخل گودال بيفتد پاى فرد ديگرى را گرفت آن نفر دوم هم پاى سومى را گرفت و او نيز پاى چهارمى را گرفت به اين ترتيب چهار نفر تماشاچى داخل گودال افتادند و همگى هلاك شدند و شير آنها را پاره كرد . جريان اين اتفاق را به خدمت على عليه السّلام بردند و ايشان اين گونه حكم كردند : نفر اول طعمه شير شده و چون خود اقدام كرده ديه ندارد اما بايد ثلث ديه نفر دوم را بدهد و نفر دوم هم بايد ثلث نفر سوم را بدهد و نفر سوم بايد ديه كامل نفر چهارم را به ورثهء او بپردازد . وقتى خبر اين داورى به گوش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : اين چنين داورى كه ابا الحسن نمودند همان قضاوتى است كه خداوند متعال در عرش نمودند .