طرف ما به تو رسيده به مردم بگو و اگر به اين دستور عمل نكنى رسالت خود را درست انجام ندادهاى و خداوند تو را از مردم حفظ مىكند . »
خداوند در اين آيه شريفه ابلاغ حكم ولايت على عليه السّلام را شديدا واجب فرموده و پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله را از اينكه اين كار را به تأخير بياندازد ترسانده و خود ضمانت كردهاند كه آزار مردم را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دفع كنند .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به خاطر همين امر خداوند در محل غدير خم توقف كردند و مسلمانان نيز اطراف آن حضرت گرد آمدند . آن روز اتفاقا هوا بسيار گرم بود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد جهاز شتران را در زير درختانى كه در آنجا بود روى هم بچينند سپس به منادى امر كرد تا مردم را جمع كند . همه جمعيت حاضر شدند در حالى كه از شدت گرما عباها را به دور پاهاى خود و زير پاها مىانداختند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر روى جهاز شتران رفته و على عليه السّلام را صدا زدند و سپس حضرت على عليه السّلام در طرف راست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايستاد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مشغول خطابه شدند و حمد و ثناى الهى را بهجا آورده و مردم را بسيار موعظه كردند در ضمن مردم را از ارتحال خويش باخبر ساختند و فرمودند : اى مردم من به عالم ديگر دعوت شدهام و نزديك است كه نداى حق را اجابت كنم و از ميان شما بروم . در عين حال چيزى از خود بهجا مىگذارم كه اگر از آن پيروى كنيد و جدا نشويد هيچگاه گمراه نخواهيد شد يكى كتاب خدا قرآن و ديگرى اهل بيتم كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند .
سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با صداى رسا فرمودند : « آيا من از شما به شما شايستهتر نيستم » همه گفتند خدا مىداند همانطور است كه مىفرماييد . پس بلافاصله بازوان على عليه السّلام را گرفته و به طرف بالا برده به طوريكه سپيدى زير بغل هر دو مشخص شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : « من كنت مولاه فهذا على مولاه » پس كسى كه من مولا و سرپرست او هستم ، پس اين على مولا و سرپرست اوست . خداوندا هركه على عليه السّلام را دوست دارد او را دوست بدار و دشمن على عليه السّلام را دشمن بدار ، كسى كه على را يارى مىكند يارى كن و كسى را كه مىخواهد او را خوار كند خوار ساز .
پس از انجام اين كار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از منبر پايين آمدند . نزديك ظهر بود حضرت دو ركعت نماز خواندند و بعد از اينكه وقت ظهر شرعى رسيد موذن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى نماز ظهر اذان گفت و مردم نماز را به امامت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خواندند سپس حضرت در خيمه خود نشستند و به على عليه السّلام هم فرمودند تا در خيمهاش كه مقابل خيمه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود بنشيند سپس به مسلمانان دستور داد تا دستهدسته نزد على عليه السّلام بروند و به او تبريك بگويند و به عنوان اينكه او بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امير المؤمنين مىباشد به او سلام كنند .
مردم هم دستهدسته مىآمدند و به دليل اينكه جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شده به او سلام مىكردند سپس به زنهاى خودش و زنهاى ساير مسلمانان هم دستور دادند كه اين جانشينى را به على عليه السّلام تبريك بگويند و به نام امير المؤمنين به او سلام و با او بيعت نمايند .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٨٣