تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
مأمور مىشوم قربانى با خود نمىآورم سپس به منادى امر كرد كه به مردم اعلام كند كسانى كه قربانى با خود نياورده‌اند از لباس احرام بيرون آيند و اعمال عمره را به جا آورند و كسانى كه قربانى همراه خود آورده‌اند به احرام خود باقى باشند برخى از اين دستور پيروى كردند و بعضى مخالفت نمودند و بالاخره پيش‌آمدهايى در بين آنها رخ داد چنانچه برخى گفتند : هنوز كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله موهاى خود را شانه نزده و موهاى او ژوليده است و هنوز غبارآلود است و لباس او خاكى و نامرتب است ما لباس‌هاى خود را بپوشيم و با زنان خود نزديكى كنيم و روغن به سر خود بزنيم ! ؟ عده ديگر گفتند : آيا حيا نمىكنيد كه از محل اقامت خود خارج شويد و در حالى كه غسل كرده‌ايد آب غسل از سر و صورت خود شما بريزد در حالى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هنوز از احرام خارج نشده . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از مخالفت اين دسته ناراحت شده و فرمودند : اى مردم اگر من هم همراه خود قربانى نياورده بودم از احرام خارج مىشدم و عمره به‌جا مىآوردم دوباره تكرار كردند اگر كسى قربانى همراه نياورده از احرام خارج بشود عده‌اى گوش كردند و عده‌اى ديگر باز بر مخالفت خود باقى ماندند از جمله مخالفان عمر بن خطاب بود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وقتى او را ديد ، فرمودند : مگر تو همراه خود قربانى آورده‌اى كه از احرام خارج نشده‌اى عمر عرض كرد خير ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : پس چرا از احرام خارج نشده‌اى با آن‌كه من دستور داده‌ام كسانى كه قربانى نياورده‌اند از احرام خارج شوند عمر عرض كرد : به خدا سوگند تا وقتى كه در لباس احرامى ، من از جامه احرام خارج نمىشوم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : تو تا بميرى به اين حكم ايمان نمىآورى . به اين دليل بود كه عمر به اين كار خود باقى ماند و زير بار متعه حج نرفت تا زمان خلافت خود كه بالاى منبر رفت و مردم را به شدت از انجام آن نهى كرد و به كسانى كه مخالفت كنند وعده عذاب و عقاب داد . پس از آنكه مناسك رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به اتمام رسيد على عليه السّلام را در قربانى شريك كرد و سپس همراه مسلمانان به سوى مدينه حركت كردند . در بين راه به محلى كه به غدير خم معروف بود رسيد . غدير محلى بود با هواى سوزان و آب و گياه هم در آنجا وجود نداشت و كمتر اتفاق مىافتاد كه مسافرى در آنجا براى استراحت منزل كند . اما در عين حال رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آنجا منزل نمود و مسلمانان هم به پيروى از او در آنجا مستقر شدند . دليل اين‌كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در غدير خم منزل كردند اين بود كه در آن مكان برايشان قرآن نازل شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مأمور شدند على بن ابيطالب عليه السّلام را بعد از خود به عنوان جانشين انتخاب نمايد . البته قبلا هم دستور رسيده بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را به عنوان جانشين انتخاب كنند اما دقيقا وقت خاصى مشخص نشده بود ، پس اين كار به تأخير افتاد ، تا هنگامى كه مردم در وقتى كه اختلاف بر آن ندارند و آماده پذيرش آن هستند ، انجام گيرد و خداوند هم مىدانستند كه اگر مردم از غدير خم بگذرند تعداد زيادى از مردم جدا مىشوند و به سرزمين و روستاها و خيمه‌هاى خود مىروند . خداوند مىخواست تا همه مردم كه از تمام مناطق جمع شده‌اند از ولايت على عليه السّلام با خبر شوند و حكم نصب على عليه السّلام را بشنوند و اين مطلب تأكيد شود تا حجت بر آنان تمام شود . پس خداوند آيه 67 سوره مائده را نازل كردند « اى رسول ما فرمان خلافت على كه از