در ميان مردمى كه به على عليه السّلام عرض تبريك مىكردند عمر بن خطاب از همه بيشتر و بهتر به على عليه السّلام تبريك گفته و بسيار اظهار خوشحالى مىكرد و با اين جمله تبريك مىگفت : « بخّ بخّ » آفرين بر تو و گوارا بر تو اى على ، تو مولاى من و تمام زن و مرد مومن شدى . در اين هنگام حسان ابن ثابت خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمده و عرض كرد آيا اجازه مىدهيد در اين باره اشعارى عرض كنم كه خدا از آن راضى باشد ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : اى حسان به نام خدا شروع كن . سپس حسان در جاى بلندى قرار گرفته و همچنانكه مسلمانان آماده گوش دادن بودند شعرش را خواند . شعر حسان اين بود :
در روز غدير خم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مسلمانان را جمع كرد و به آنان گفت : مولا و ولى شما كيست ؟ و آنان بدون آنكه اظهار دشمنى كنند پاسخ دادند خداى ما مولاى ما است و تو هم ولى ما هستى و امروز به هيچ وجه شما از ما نافرمانى نخواهيد ديد ، آنگاه فرمودند : اى على عليه السّلام از جاى خود برخيز كه من پس از خود به امامت و هدايت تو خوشحالم . اى مردم كسى كه من مولاى او هستم على عليه السّلام مولاى اوست . اى مردم شما دوست و يار واقعى او باشيد و در اينجا بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شروع به دعا كرد و از خدا خواست كه : پروردگارا دوست او را دوست بدار و با دشمن او دشمنى كن .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از سرودههاى او بسيار خوشحال شد و گفت : اى حسان تا وقتى كه ما را بوسيله زبانت يارى مىكنى ، روح القدس ياور و مؤيد تو باشد دليل آنكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هنگام دعا براى حسان دعاى خود را مشروط به تأييد روح القدس كرد اين بود كه حضرت مىدانست حسان بن ثابت در آخر كار با على عليه السّلام مخالفت مىكند . و اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سلامت و درستى اعتقاد حسان را در آينده مىديدند بدون هيچ قيد و شرطى براى او دعا مىكردند . نظير همين موضوع ، ستايش و تمجيد از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه از آنان با قيد پرهيزگارى ستايش شده . زيرا خداوند مىدانست كه برخى از آنان در آخر كار از راه مستقيم تقوا خارج مىشوند كه اصل مهم شايسته بودن براى ستايش ، تقواست . به همين جهت خداوند در آيه 32 احزاب فرمودند : شما اى همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در صورتى از زنهاى ديگر بالاتر هستيد كه پرهيزگار باشيد و خدا در اين آيه شريفه زنهاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را مانند اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مورد ستايش قرار نداده چرا كه فقط اهل بيت غذاى خود را كه مورد نياز خودشان بوده به يتيم ، اسير و مسكين دادند و خدا اين آيه را در شأن على و فاطمه عليها السّلام و حسن و حسين نازل كردند و در اين آيه ثابت شده با آنكه غذا از هر جهت براى خودشان لازم بود او را به مستحق بخشيدند .
« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى
. . .
وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً »
و غذاى خود را با آنكه مورد احتياجشان بود به بينوا و يتيم و درمانده دادند و به آنها مىگفتند ما براى خدا غذاى خود را مىدهيم و از شما انتظار تشكر نداريم . ما از پروردگار خود در روزى كه رخسار و چهره مردم گرفته و غمگين است مىترسيم خدا هم از شر و فتنه آن روز آنان را حفظ كرد و به آنان صورتى خندان و دلى شاد عطا فرمود و پاداش آن صبر كردن و ايثار نمود نشان بهشت و لباس حرير بهشتى است .
در اين آيه خداوند بدون هيچ شرطى پاداش عمل براى اهل بيت مقدر نمودهاند اما براى غير آنها مثل همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شرط گذاشت زيرا خداوند عاقبت آنها را مىدانست .