تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
اداره كند زيرا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از نيت‌هاى فاسد اعراب و بسيارى از مردم مكه و اطراف آن‌كه با آنها نبرد كرده و به سختى آنان را شكست داده و خون آنان را ريخته بود باخبر بود و مىترسيد هنگامى كه از شهر دور شود و به طرف روم حركت نمايد كسى نباشد كه بتواند به خوبى مسئوليتها و كارهاى او را انجام دهد ، آنها شورش كنند و شهر مدينه را تصرف نمايند و در سرزمين هجرت ، فساد و مردم را به زحمت و دردسر بيندازند و به غير از على عليه السّلام كس ديگرى نمىتوانست به طوريكه بايد و شايد دشمن را بترساند و از دار الهجرت و متصرفات آن نگهدارى نمايد به همين دليل بود كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله حضرت على عليه السّلام را در اينجا به خلافت ظاهرى پس از خود معرفى كرد و آشكارا او را بعد از خود به منصب امامت برگزيد . و در روايت وارد شده است هنگامى كه منافقان باخبر شدند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را جانشين خود قرار داده تا در مدينه سمت خلافت او را داشته باشد ، بر على عليه السّلام حسادت ورزيدند و پذيرش اين كار براى آنها بسيار سخت بود . و منافقين به خوبى مىدانستند كه على عليه السّلام از عهده حفظ شهر بر مىآيند و دشمن نمىتواند دست طمع به سوى مدينه دراز كند ، به همين دليل ناراحت شدند و مىخواستند براى آن‌كه هرچه بهتر و بيشتر به اهداف پليدشان برسند ، على عليه السّلام همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عازم نبرد شوند و آنان در غيبت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به شهر مدينه دست بيابند و آن را بدون هيچ‌گونه ترسى تصرف كنند . و ضمنا آنان از اين‌كه على عليه السّلام با كمال آسايش و راحتى در خانه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله باقى مانده و عده‌اى ديگر به ناراحتى سفر ، گرفتار شده حسادت مىبرده و مىخواستند به هر ترتيبى كه شده از اعتبار حضرت على عليه السّلام كم كنند . لذا گفتند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على را به خاطر بزرگداشت و اكرام و دوستى جانشين خود قرار نداده بلكه كندى و تأخير على عليه السّلام باعث شده تا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را در مدينه جانشين خود قرار دهد . اما چنانچه همه مىدانند اين گونه دروغها را فقط براى لكه‌دار كردن آبروى على عليه السّلام مىگفتند همانطور كه قريش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را گاهى ديوانه ، گاهى شاعر و زمانى ساحر و كاهن لقب مىدادند با اينكه خود به درستى مىدانستند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هيچ‌يك از اين اوصاف را نداشتند و در اينجا هم منافقين با خبر بودند كه اين گونه دروغها مناسب با شخصيت على عليه السّلام نبوده و تمامى نسبت‌هاى آنها نارواست . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از همه مردم به على عليه السّلام نزديكتر و او محبوبترين افراد در نظر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مىباشند و افضل مردم در نزد آنحضرت مىباشد . هنگامى كه على عليه السّلام از سخن‌هاى نادرست منافقين باخبر شد و درصدد رسوا كردن آنان برآمد خدمت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله رسيدند و عرض كردند : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله منافقان خيال مىكنند دليل اينكه شما مرا در مدينه جانشين خود قرار داديد عدم فرمانبردارى من و كندى من بوده . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خطاب به على عليه السّلام فرمود : اى برادرم به سر كار خود برو و به محل خويش برگرد كه جز من يا تو كس ديگرى نمىتواند امور مدينه را عهده‌دار شود ، يا على تو در ميان اهل بيت من در دار الهجرت ، و نزديكان من جانشين منى ، آيا نمىخواهى نسبت تو به من مثل نسبت هارون به موسى باشد البته با اين تفاوت كه من خاتم پيغمبران هستم و پيغمبرى ديگر بعد از من نمىآيد . اين