حرف امروز شما در مورد على هم آنگونه است ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را صدا زدند و فرمودند : من كه نگفتم امسال وارد مسجد الحرام مىشويد . در اين هنگام مردى به نام نافع ابن غيلان با لشكرى از محاصره مسلمين بيرون آمدند ، بلافاصله حضرت على عليه السّلام در بطنوج با او نبرد كرد و او را كشت ، مشركان كه اين صحنه را ديدند فرار كردند و ترسى در دلشان افتاد كه باعث شد گروهى خدمت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمده و اسلام آوردند . تقريبا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدت ده روز منطقه طائف را در محاصره خويش قرار داده بودند .
فصل چهل و دوم [ : نتيجه ]
اين نبرد نيز يكى از كارزارهاى اختصاصى امير مؤمنان عليه السّلام است كه خداوند فضيلت آن را تنها به آنحضرت اختصاص داده و فتح و پيروزى بدست پرتوان ايشان صورت گرفته و از بين بردن دشمنان اسلام از طائفه خثعم نيز بدست حضرت انجام شده است و نجواى حضرت با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آن را به دستور خداوند متعال معرفى نمود جايگاه امير مؤمنان را كه براى احدى دست يافتنى نيست ، نزد حضرت حق آشكار مىنمايد .
در اين واقعه باطن و درون دشمنان ولايت نيز به خواست خداوند آشكار شد و اين واقعه عبرتى براى اهل خرد و انديشه است .
فصل چهل و سوم جنگ تبوك
پس از جريان طائف ، نبرد تبوك اتفاق افتاد ، و خداوند متعال به رسول خود وحى كرد كه خود ايشان در اين نبرد حضور داشته باشند و مردم را به همراهى با خود دعوت نمايند . خداوند به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اعلام فرمودند كه در اين غزوه احتياج به جنگ نخواهد بود و هيچگونه درگيرى با دشمن و كشتارى رخ نمىدهد و تمام كارها بدون جنگ و به كارگيرى اسلحه سامان مىيابد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مردم را فقط به خاطر آزمايش ، دعوت به جنگ نمودند ، تا بدين وسيله افراد مطيع از سركش شناخته شوند و باطن آنان هويدا گردد . پس فورا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مردم را به نبرد با اهل سرزمين روم دعوت كرد كه اين دعوت بر حسب اتفاق مصادف با زمانى بود كه ميوههاى باغ مردم رسيده و هوا هم بسيار گرم بود . در نتيجه بسيارى از مسلمانان از پذيرش فرمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، خوددارى كردند زيرا مىدانستند كه به زودى بايد ميوهها را بچينند و صرف در هزينه زندگى كنند .
و از آن طرف هم شدت گرما ، دورى راه و درگيرى با دشمن آنان را به سختى ترسانده بود ، اما در عين حال برخى از مسلمانان آماده نبرد شدند و عدهاى هم تخلف كردند .
هنگامى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به قصد جنگ حركت كرد ، على عليه السّلام را در ميان خانواده و اهل و عيال ، جانشين خويش قرار داد و فرمودند : اى على به غير از من و تو كس ديگرى قادر نيست امور شهر را