مىزدند 9 و در آنجا بخور دود مىكردند . حاضران همه از ترس او خاموش بودند ، زيرا كارهاى اسكندر پيشبينى پذير نبود و زود به كشتن كسى فرمان مىداد . . . » خارس ميتيلنى 10 در كتاب دهم تاريخ اسكندر مىنويسد : « اسكندر پس از آنكه داريوش را دستگير كرد 11 ، يك جشن عروسى همگانى براى خود و دوستان خود گرفت 12 . به دستور او در سراپردهاى نود و يك حجلهء عروسى ساختند كه در آن براى صد نيمكت جا بود . پايهء هر نيمكتى از نقره و به بهاى بيست مين بود و بر هريك از آنها يك جامهء عروسى افكنده بودند . نيمكت خود او داراى پايهء زر بود .
در آن جشن اسكندر و آن دامادهاى ديگر بر نيمكتها روبروى هم نشستند . از ديگر سپاهيان او ، از سواره و پياده و دريانورد و نيز از فرستادگان و بيگانگانى كه در آن روزها اتفاقا در نزد او بودند در كاخ پذيرايى كردند . سراپردهء عروسى بسيار باشكوه و پرهزينه ساخته شده بود . بر ديوارههاى سراپرده چيزهاى پربها و پارچههاى كتانى آويزان بود . زمين آن را با فرشهاى زربافت ارغوانى و سرخ پوشانده بودند . براى آنكه سراپرده استوار باشد ، زير آسمانهء آن تيرهايى به درازاى بيست گز زده بودند ، همه زرپوشى و نقرهپوشى و گوهرنشان . در درون سراپرده پردههاى گرانبها با نگارههاى زردوزى شدهء جانوران و چوبپردههاى زرپوشى و نقرهپوشى شده آويزان بود . پيرامون سراپرده زمينى به مسافت چهار استاديون 13 بود . جشن با نواختن شيپور آغاز شد . هنگام هر قربانى نيز شيپور مىزدند . اين جشن پنج روز تمام زمان برد و هزينه برگزارى آن را يونانيان و مردم ديگر بر دوش گرفتند . چشمهبازى بازيگران هندى و هنرمندان ديگر از كشورهاى ديگر و هنر نوازندگان و خوانندگان و بازيكنان بسيار شگفتانگيز بود . . . 14 حلقههاى گل كه فرستادگان كشورها و كسان ديگر فرستاده بودند پنجاه هزار تالان 15 ارزش داشت » . پليكلايت
( Polyklaitos )
16 از مردم لاريسا
( Larisa )
17 در كتاب هشتم