تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
مىتوان به پادشاهان ايران و هركس ديگرى كه دست‌كم فرمانروايى قابل ذكرى دارد اشاره كرد . در گذشته پادشاهان ليدى و ماد و پيش از آنها آشور چنين مىزيستند . براى آنها هيچ لذّتى ناياب نبود ، بلكه چنان كه گزارش كرده‌اند ، شاهان ايران حتى براى كسانى كه لذّت نويى پديد مياوردند جايزه گذاشته بودند ، و البته حق داشتند . زيرا خوى آدمى از لذت‌هاى چشيده زود سير مىگردد ، هرچند بهترين لذت‌ها باشند . و از آنجايى كه لذّت نو ارج لذّت را بالاتر مىبرد ، نبايد نو بودن لذّت را كم‌بها گرفت ، بلكه بايد بدان اهميّت داد . از اينجاست كه خوراك‌ها و شيرينىهاى بسيارى پديد آمدند ، و نيز بخورها ، بوهاى خوش ، پارچه‌ها ، گستردنىها ، جام‌ها و ديگر افزار مصرفى . زيرا همهء اينها در ما گونه‌اى احساس هوس پديد مياورند ، البته به شرط آنكه به پسند ما باشند . چنين مىنمايد كه زر و سيم و چيزهاى ديگرى از اين دست كه هم ناياب‌اند و هم چشم‌نواز و در ساخت آنها هنرى ويژه به كار رفته است همين احساس هوس را پديد مياورند » . پليارخ ، پس از آنكه شرح مىدهد كه براى آسايش شاه ايران چه كوشش‌هايى مىكردند ، پرستاران او چند تن و چگونه بودند ، نيازهاى او زمانى كه به عشق‌ورزى مىپرداخت چه بودند ، بوهاى خوشى كه براى پوست او مصرف مىكردند ، ظاهر زيباى پادشاه ، رفتار اجتماعى او ، سرگرمىهايى كه براى چشم و گوش او ساخته بودند و ديگر و ديگر ، سپس به اين نتيجه مىرسد كه شاه ايران را بايد خوشبخت‌ترين كس در ميان زيندگان اين روزگار دانست ، زيرا بيشترين و بهترين لذّت‌ها در دسترس اوست 2 . پس از او ، و آن هم با فاصلهء بسيار ، بايد از فرمانروايان ما نام برد . چون شاه ايران فرمانرواى سراسر آسيا بود ، در حالى كه گنج ديونيسى
( Dionysios )
3 در برابر آن براستى ناچيز است . از اين‌رو پادشاهان ايران براى رسيدن به يك چنين زندگى از هيچ خطرى واهمه نداشتند . براى مثال ، مادىها