نبود . بارى ، بدينسان سارداناپال براى خود لذت خارقالعادهاى پديد آورد و به پايان باشكوهى دست يافت . كلئارخ
( Klearchos )
8 دربارهء پادشاه ايران مىنويسد :
« هركس كه براى او خوراك خوشمزهاى پديد آورد ، پاداش مىگيرد . . . [ چنين است در اصل ] به دور از خردمندى ، و اين گويا همان « خوراك لذيذ زيوس » يا خوراك پادشاه باشد ( ؟ ) . زيرا كه بر گور سارداناپال نوشته است : سارداناپال پسر اناكينداراكس تنها در يك روز شهرهاى آنخيال
( Anchiale )
و ترسوس
( Tarsos )
9 را ساخت ، ولى اكنون مرده است . » آينتيان
( Amyntianos )
10 در كتاب سوم اردوگاه سفر مىنويسد : در نينوا تپهء بلندى بود كه كوروش آن را هنگام محاصره كردن ديوار شهر نابود كرد 11 و مىگويند در آنجا آرامگاه سارداناپال پادشاه نينوا بود . در آن تپه بر ستونى سنگى نوشتهاى به خط كلدانى 12 بود كه متن آن را خويريل
( Choiril )
13 ترجمه كرده و به شعر درآورده بود . متن آن چنين است : « من شاه فرمانروايى بودم و هر روز تا فرو رفتن خورشيد مىخوردم ، مىنوشيدم و عشق مىورزيدم ، چون مىدانستم كه زندگى كوتاه است و با خود بسى دگرگونىها و بسى درد و رنجها مياورد و سرانجام آنچه گرد كردهايم براى ديگران مىگذاريم و مىرويم . از اينرو روزى را بىلذت به سر نبردم » . ولى كلايتارخ
( Kleitarchos )
14 در كتاب چهارم تاريخ اسكندر مىنويسد : « سارداناپال در كهنسالى پس از نابودى آشور درگذشت » . از سوى ديگر ، آريستبول
( Aristobulos )
15 مىنويسد : « اسكندر هنگام لشكركشى به ايران در آنخيال كه سارداناپال ساخته بود اردو زد . در نزديكى آنجا گور سارداناپال بود كه بر آن تنديسى ديده مىشد كه انگشتان دست راست را بر يكديگر نهاده بود ، چنان كه گويى درحال بشكن زدن است . بر اين تنديس به خط آشورى نوشته بود :
« سارداناپال پسر اناكينداراكس تنها در يك روز شهرهاى آنخيال و ترسوس را