پس از آنكه پليكرات در جنگ ساتراپ ايران اريت
( Oroites )
كشته شد ، دمكد دستگير گرديد و او را نزد شاه بزرگ بردند . دمكد توانست آتسا را كه زن داريوش و دختر كوروش بود از دردى كه در سينه داشت درمان كند 5 ، آتسا 6 به پاداش به او اجازه داد كه به يونان رود ، ولى به شرطى كه دوباره بازگردد . دمكد به كرتن بازگشت ، ولى چون خواست در آنجا بماند ، يكى از كارداران ايرانى او را بدين بهانه كه او بندهء شاه بزرگ است دستگير كرد . مردم كرتن شورش كردند و دمكد را از بند رها ساختند و در اين گيرودار جامههاى آن كاردار ايرانى را از تن او درآوردند و به خدمتكار رئيس شوراى شهر دادند . از آن زمان اين خدمتكار آن جامهها را مىپوشيد و همراه خواجهء خود در روز هفتم هر ماه به گرد منابر پرستشگاهها مىگشت ، البته نه به سبب دلبستگى به تجمل ، بلكه به قصد توهين كردن به ايرانيان ( دوازدهم 22 ، ص 114 - 115 ) .
[ 50 - گزارش دمكريت در بارهء تجمل ]
50 - دمكريت
( Demokritos )
از مردم افس
( Ephesos )
1 در كتاب يكم اثر خود دربارهء پرستشگاه افس شرحى از تجمل مردم اين شهر و جامههاى خوشرنگ آنها داده است . او از جمله مىنويسد : « جامهء مردم يونيه 2 به رنگهاى بنفش ، ارغوانى و زعفرانى است كه به شكل مستطيل بافته شده و كنارهء بالا و پايين آن را با نگارهء جانوران زينت دادهاند . برخى از مردم نيز پوشاكهايى به رنگهاى سيبى ، ارغوانى و سفيد دارند و برخى بالاپوشهاى ايرانى به رنگ سرخ سير و همچنين جامههاى بلند
( Kalasireis )
بافت كرينث
( Korinthos )
3 به رنگ ارغوانى يا بنفش يا سنبلى مىپوشند . رنگهاى آتشى و دريايى نيز مىتوان يافت ، ولى
Kalasireis
4 هاى اصيل ايرانى از همهء جامههاى ديگر زيباترند . همچنين گاه پوشاكهايى كه آنها را
Aktaiai
5 مىنامند ديده مىشود و اينها گرانبهاترين