تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
بالاپوش‌هاى ايرانىاند . اين بالاپوش‌ها بسيار ريزبافت‌اند تا سبك و پردوام باشند و زرريزه‌كارى هم شده‌اند . زرريزه‌ها را در ميانهء جامه با نخ ارغوانى به بخش درونى جامه دوخته‌اند [ پارچهء زربافت ؟ ] . » ( دوازدهم 29 ، ص 119 - 120 ) .

[ 51 - گزارش كريتياس در بارهء مقايسه تجمل ]

51 - كريتياس
( Kritias )
1 مىنويسد : در ميان يونانيان مردم تسالى از جهت خوراك و جامه گزافه‌كارتر ( افراطىتر ) بودند و همين موضوع سبب شد كه آنها ايرانيان را بر يونانيان برانگيزند ، چون مىخواستند تجمل و شكوه آنها را تقليد كنند 2 . ( دوازدهم 33 ، ص 122 ) .

[ 52 - گزارش در بارهء رواج تجمل در ميان برخى اقوام . . . ]

52 - دربارهء رواج تجمل در ميان برخى اقوام و در برخى شهرها مطالب چندى گفته شد . دربارهء تجمل‌پرستى اشخاص نيز سخنانى شنيده‌ام . كتزياس در كتاب سوم پرسيكا مىنويسد : همهء فرمانروايان آسيا دنبال اسراف بودند ، ولى نينياس پسر نينس و سميراميس در اين كار از همه درگذرانده بود . اين نينياس را از آنجا كه هميشه در كاخ به‌سر مىبرد و در كار لذت‌خوارى بود ، هيچكس به چشم نديده بود ، مگر خواجگان و زنان او . به همين گونه بود سارداناپال كه برخى او را پسر اناكينداراكس
( Anakyndaraxes )
1 و برخى او را پسر اناباراكسار
( Anabaraxares )
مىدانند . به‌هر روى ، سردار اين سارداناپال مردى از مردم ماد بود به‌نام ارباك
( Arbakes )
2 و آرزو داشت كه يك بار پادشاه را به چشم ببيند . تااينكه او سرانجام پس از كوشش بسيار به يارى يكى از خواجگان به‌نام اسپارامايتس
( Sparameizos )
موافقت پادشاه را بدست آورد . هنگامى كه سردار مادى از پادشاه بار يافت ، به چشم خود چنين ديد : پادشاه كه به رخسار او يك رنگ سفيد سربى ماليده و او را مانند زنان بزك كرده بودند با كنيزكان خود نشسته و پشم شانه
ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 43 | آثنايوس نوكراتيسى / خالقى مطلق