تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
دشمن همهء يونانيان‌اند مىپردازد . . . ( يازدهم 111 - 114 ، ص 88 - 92 ) .

[ 47 - گزارش در بارهء بدترين هوس‌ها ]

47 - افلاطون در اثر خود فيلبس
( Philebos )
مىنويسد : « خواستن لذّت بدترين هوس‌هاست . . . » ، ولى همين افلاطون در كتاب هشتم دولت به موضوعى اشاره مىكند كه پيروان مشرب اپيكور 1 بارها بدان پرداخته‌اند . او مىنويسد : « از خواست‌ها برخى طبيعى و ناگزيرند ، برخى طبيعى و گزيرپذير و برخى نه طبيعى و نه ناگزير » . او سپس توضيح مىدهد : « خواستن خوراك براى نگهداشت تندرستى و نيك‌حالى ما ، يعنى خواستن نان و خورشت‌ها طبيعى و ناگزير است . . . ولى خواستن بيشتر از اندازهء آن و خوردنىهاى ديگر و گوناگون ، هم به تن و هم به روان زيان مىرساند . . . » ولى بر خلاف افلاطون ، هراكلايد
( Herakleides )
2 در اثر خود دربارهء لذّت مىنويسد : فرامانروايان و پادشاهان بر همهء خواست‌ها دسترسى دارند . آنان همهء خواست‌ها را آزموده و چشيده و لذّت را از هر چيز ديگر برتر گرفته‌اند . زيرا آن شادى كه از لذّت برمىخيزد ، حالى عالىتر دارد . براى مثال ، همهء كسانى كه ارزش لذّت را مىدانند و تجمل را برمىگزينند ، مردمانى خودآگاه و برخوردار از بزرگىاند ، همچون پارسىها و مادىها . در ميان آنها ، خلاف همهء مردمان ديگر ، يك زندگى پر تجمل از هرچيز پسنديده‌تر است و در عين حال آنها در ميان مردم غير يونانى براستى دليرترين و خودآگاه‌ترين مردمان‌اند . در حقيقت ، لذّت و تجمل از ويژگىهاى مردمان آزاد است 3 ، زيرا كه اين دو ، روان آدمى را اوج و گسترش مىدهند . برعكس ، تحمل يك زندگى پر از رنج ، سرنوشت بندگان و اقوام پست است 4 و از اين‌رو همهء هستى آنها مرز گرفته و تنگ ، بسته و بىروزن است . شهر آتن تا زمانى كه از يك زندگى درخشان برخوردار بود ، مهمترين شهر بود و مردمى 5 خودآگاه پديد آورد . آنها جامه‌هاى ارغوانى و پيراهن‌هاى رنگين
ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 37 | آثنايوس نوكراتيسى / خالقى مطلق