تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
ايرانى به نام زاناكيا
( Sannakia )
2 نام مىبرد . فيلمن
( Philemon )
3 در قطعهء « بيوه » از باتيكه 4 نام مىبرد و به سبب آهنگ خنده‌دار نام آنها چنين برمىشمارد : گوزن‌هاى نر ، باتياكيا ، زاناكيا ( يازدهم 98 ، ص 75 ) .

[ 45 - گزارش دينن در بارهء نان ]

45 - دينن
( Dinon )
1 در كتاب سوم پرسيكا مىنويسد : « آنچه هست نانى است كه از جو و گندم پخته‌اند به نام پتباتسيس
( Potibazis )
، تاجى بافته از تركه‌هاى سرو و باده‌اى آميخته در يك اويون
Oion
زرّين كه از آن تنها پادشاه مىنوشد . ايون به معنى « تخم ( مرغ ) » است ( يازدهم 110 ، ص 87 ) .

[ 46 - گزارش گزنفون در بارهء باده ]

46 - گزنفون در اثر خود ضيافت مىنويسد : « سقراط به سخن درآمد و گفت : دوستان گرامى ، به باور من نيز باده‌نوشى كارى پسنديده است . زيرا باده براستى خوراك روان است 1 و اندوه را مىزدايد و چون استرنگ ( مهر گياه ) خواب‌آور است . از سوى ديگر هوش را برمىانگيزاند ، آنچنانكه روغن آتش را شعله‌ور مىسازد . ليكن ناگفته نماند كه باده با مردم همان كند كه آب با گياهان : اگر ابرى بر گياهى بيش از اندازه بارد ، آن گياه نتواند كه پيكر بركشد و آزاد دم زند . امّا اگر گياه آب به اندازه خورد ، پيكر بركشد ، شكوفه زند و ميوه آورد . همچنين اگر ما در باده‌نوشى از اندازه بگذرانيم ، تن و روان به زودى بپژمرد ، به سختى دم زنيم و به دشوارى سخن گوييم . ولى اگر خدمتكاران از جام‌هاى كوچك به ما جرعه‌هاى اندك بچكانند ، ديگر ما به جبر مى مست نگرديم ، بلكه كمى خود را رها كنيم و سرمست شويم » . هركس كه در اين سخن استادانهء گزنفون باريك گردد ، درمىيابد كه چرا افلاطون با آن همه نام كه داشت بر گزنفون رشك مىبرد و يا چگونه اين دو مرد از آغاز در پى جاه بودند ، هريك آگاه از توانايى خود و چه‌بسا در ستيزه با