تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
و ايرانيان با بادبزن‌ها ايستاده بودند . و هيپارخ 3 سروده است : آ : آيا لابرونيوس يك پرنده است ؟ ب : نه ، به هركول سوگند كه يك جام است ، جامى به ارزش دويست استاتر 4 زر . آ : گرامىترين من ، به ، چه لابرونيوس پربهايى ! ديفيل
( Diphilos )
5 در اثر خود از جام‌هاى ديگرى نيز نام مىبرد : آ : پريستيس
( Pritis )
، تراگلافس
( Tragelaphos )
، باتيكه 6 ، لابرونيوس . اينها چنان كه مىبينى نام پرستاران نيست ، بلكه ظرف‌هاى آشاميدنىاند . ب : آرى ، به هستيا 7 سوگند ! آ : ولى جوانان ، لابرونيوس به بيست سكهء زر مىارزد ( يازدهم 68 ، ص 51 - 52 ) .

[ 43 - گزارش گزنفون در بارهء پرخويد ]

43 - گزنفون در كتاب هشتم پرورش كوروش از ظرفى به نام پرخويد
( Prochoides )
به معنى « لگن استفراغ و پيشاب براى شب » نام مىبرد . او دربارهء ايرانيان مىنويسد 1 : « در نزد آنان رسم چنين بود كه در بزم‌ها لگن با خود نبرند . چون باور آنها چنين بود كه اگر در باده‌نوشى زياده‌روى نشود ، به تن و انديشه كمتر زيان مىرسد . اكنون نيز بر همان رسم‌اند كه با خود لگن نبرند ، ولى چندان شراب مىنوشند كه بجاى آنكه لگن به بالين آنها ببرند ، بايد آنان را به بيرون ببرند ، اگر خود نتوانند با پاى خود بروند » ( يازدهم 94 ، ص 72 ) .

[ 44 - گزارش كرات در بارهء زاناكيا ]

44 - كرات
( Krates )
1 در كتاب پنجم اثر خود گويش‌هاى آتى از يك جام