تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
- با آنكه بلندى آن از زمين چندان نيست - ، و نه كسى با دست به او يارى مىرسانيد ، بلكه هميشه براى او يك چارپايهء زر مىگذاشتند و پادشاه پاى برآن مىنهاد و بر اسب سوار مىشد . چارپايه‌دار پادشاه براى انجام همين وظيفه هميشه در نزديكى او بود . » چنان كه هراكلايد
( Herakleides )
8 در كتاب يكم پرسيكا گزارش كرده است : « در شبستان پادشاه سيصد زن بود . اين زنان روزها مىخوابيدند تا شب‌ها بتوانند بيدار بمانند . آنها تا پاسى از شب گذشته در زير پرتو مشعل‌ها آواز مىخواندند و رود 9 مىنواختند . پادشاه داراى كنيزكانى نيز هست . . . [ چنين است در اصل ] پادشاه از سراسر كاخ « سيب‌داران » مىگذشت . اينها نگهبانان شخص پادشاه و همه از پارسيان بودند . اين نگهبانان در ته دستهء نيزهء خود يك سيب زرّين داشتند و شمار آنها هزار تن بود كه آنها را بر معيار نژاد و خدمات از ميان ده هزار تن كه « جاودانان » نام داشتند برگزيده بودند . 10 پادشاه از كاخ اين نگهبانان پياده مىگذشت ، از راهى كه بر زمين آن گستردنىهاى ارغوانى بافت سارد 11 افكنده بودند و جز پادشاه هيچكس ديگر اجازهء پانهادن برآن نداشت . هنگامى كه پادشاه به بخش پايانى كاخ مىرسيد ، در ارابهء خود و يا گاه بر اسب سوار مىشد . پادشاه را بيرون از كاخ هيچگاه پياده نمىديدند . هنگاميكه پادشاه به شكار مىرفت كنيزكان را نيز با خود مىبرد . تختى كه پادشاه هنگام بررسى كارهاى كشور بر آن مىنشست از زر بود . در پيرامون اين تخت چهار ستون از زر و گوهرنشان ساخته بودند كه بر سر آن يك پارچهء رنگين افكنده شده بود » كلئارخ
( Klearchos )
12 در كتاب چهارم زندگىنامهء بزرگان نخست گسترش تجمل در زمان مادىها را شرح مىدهد و اينكه آنها در گذر اين تحول بسيارى از همسايگان خود را اخته كردند . 13 او سپس مىافزايد : رسم برگماشتن « سيب‌داران » از مادىها به ميان پارسيان رفت . آنها با اين كار نه تنها ستمى را كه از پارسيان
ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 39 | آثنايوس نوكراتيسى / خالقى مطلق