درست مىكنند و اين زيورها در ميان مردم پارس ، ماد و آسياى كوچك همچون زيورهاى زر گرامىاند . ايزيدر
( Isidoros )
از مردم خارك
( Charax )
4 در اثر خود توصيف سرزمين پارت مىنويسد : در درياى پارس جزيرهاى هست كه در آنجا مرواريدهاى مخصوصى فراوان بدست ميايد . از اين رو در پيرامون آن جزيره كلكهاى بامبوس 5 ديده مىشوند . با اين كلكها تا بيست گره 6 در دريا ميرانند و صدفهاى دو پوسته را شكار مىكنند . مردم آنجا مىگويند : هرگاه طوفان و رگبار شديد شود ، توليد مرواريد بسيار بالاست و مرواريدها بسيار بزرگاند . . . ( سوم 45 - 46 ، ص 161 - 162 ) .
[ گزارش 15 هيرن ]
15 - پس از شرحى كه هيرن
( Hieron )
داد ، كينولكس
( Kynulkos )
گفت :
بايد
Decocta
1 ( « جوشانده شده » ) نوشيد ، چون سخنان بانمك را بايد با نوشيدنى هاى ملايم پايين داد . اولپيانوس
( Ulpianus )
2 در پاسخ او ، در حالى كه با خشم بر روى بالش مشت مىكوبيد ، گفت : « كى مىخواهيد از اين سخنان نامفهوم دست بكشيد ؟ زمانى كه من از اين بزم بگريزم ؟ چون ديگر توان هضم سخنان شما را ندارم » هيرن در پاسخ او گفت : « گرامى من ، چون من اكنون در روم كه بر جهان فرمان مىراند زندگى مىكنم ، به پيروى از عادت به زبانى سخن گفتم كه در كشور رواج دارد . در آثار سرايندگان و رويدادنگاران كهن نيز كه به زبان يونانى بسيار دلبسته بودند ، مىتوان به واژههاى ايرانى برخورد ، زيرا آن واژهها ديگر بومى شدهاند . واژههايى مانند :
Parasanges
« فرسنگ » 3 ،
Astandes
« فرستاده » ،
Angasoi
4 « فرستادهء سوار » ،
Shoinos
5 ( واحد درازا ) ( سوم 94 ، ص 209 ) .
[ گزارش 16 آنتيفان ]
16 - آنتيفان
( Antiphanes )
1 در يكى از كمدىهاى خود به طعنه مىگويد :