هركس از ما پس از زمانى يك انجير تازه ببينيم
آن را به چشمان كودكان خود مىماليم
منظور او اين است كه انجير داروى كميابى است . هردوت كه داراى نثرى بسيار پسنديده و شگفتانگيز است در كتاب نخستين تاريخها مىنويسد كه انجير نعمت بسيار بزرگى است . او چنين گزارش مىكند : « اى شاه تو مىخواهى به جنگ مردمى آرايش سپاه كنى كه شلوار چرمى مىپوشند و جامههاى ديگر آنها نيز از چرم است و خوراكى كه مىخورند نه آنست كه به ميل دل باشد ، بلكه آنست كه در دسترس است و در سرزمينى خشك زندگى مىكنند . گذشته از اين ، به جاى شراب آب مىنوشند . همچنين در خوراك آنها نه انجير ديده مىشود و نه چيز ديگرى كه برگزيده باشد » 2 ( سوم 15 ، ص 139 ) .
[ گزارش 13 در بارهء درختانى كه ميوهء آنها پنهان است ]
13 - پرسيكا يعنى « هلو » 1 . ثئوفراست
( Theophrastos )
2 در كتاب دوم اثر خود گياهشناسى دربارهء درختانى كه ميوهء آنها پنهان است مىنويسد : « آغاز رويش همهء ميوههاى بزرگ همچون بادام ، گردو ، بلوط و مانند آنها پيداست ، مگر پرسيكن كه پيدا نيست و يا خيلى كم پيداست . همچنين است ، انار ، گلابى و سيب . » ديفيل
( Diphilos )
3 از مردم سيفنه
( Siphnos )
4 در اثر خود دربارهء خوراك بيماران و تندرستان مىنويسد : « آنچه سيب پارس مىنامند ( برخى آلوى پارس مىگويند ) بسيار خوشمزه و مغذىتر از سيب است . » ولى فيلتيم
( Phylotimos )
5 در كتاب سوم اثر خود دربارهء تغذيه مىنويسد : پرسيكن ميوهاى است شفاف كه سفيد مىزند و بيشتر نرم است و از افشارهء آن روغن بسيار بدست ميايد . آريستفان
( Aristophanes )
6 دستورشناس در اثر خود گويشهاى لاكنى 7 مىنويسد : مردم لاكنى به آلو « سيب ترش پارسى » 8 مىگويند . . . ثئوفراست در كتاب چهارم اثر خود