تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
ب : به شباهنگ 11 ، ستارهء درخشان سپيده‌دمان ، سوگند كه خواهى گفت اينها سيب‌هاى زرّين زندگىاند كه دوشيزگان هسپريد 12 نگهبان آنند . ولى افسوس كه سه تا بيشتر نيستند . آ : دوشيزهء من ، به ياد داشته باش : هر چيز خوب در همه‌جا كمياب و پربهاست ! ( سوم 24 ، 26 ، 27 ، ص 145 - 147 ) .

[ گزارش 14 در بارهء تفاوت صدفها ]

14 - آندرسثن
( Androsthenes )
1 در اثر خود سفر هند مىنويسد : « شكل صدف‌هاى شيپورى ، صدف‌هاى دريايى و ديگر صدف‌هاى هند از صدف‌هايى كه در سرزمين ما ديده مىشوند به كلى متفاوت‌اند . در آنجا حلزون‌هاى ارغوانى و شمار بزرگى صدف‌هاى گوناگون ديده مىشود . ولى يك گونه صدف كه آن را « بربرى » مىنامند داراى ارزش ويژه‌اى است ، زيرا مرواريد آن در سراسر آسياى كوچك و ايران بسيار گران است و آن را با زر مىكشند . . . يك گونهء ديگر از اين صدف‌ها مانند زر مىدرخشد ، چنان كه اگر آن را در كنار سكهء زر بگذارند ، نمىتوان آنها را به آسانى از هم بازشناخت . گونهء ديگرى از آن درخشش نقره را دارد و باز يك گونهء ديگر آن مانند چشم ماهى سفيد است » . خارس
( Chares )
2 از مردم ميتيلنه
( Mytilene )
در كتاب هفتم اثر خود سرگذشت‌هايى از پيرامون اسكندر مىنويسد : اين صدف‌ها در درياى هند و نيز در آب‌هاى ارمنستان ، ايران ، شوش و بابل شكار مىشوند . اين صدف‌هاى مرواريددار بسيار شبيه صدف‌هاى خوراكى ( آستر ) اند ، يعنى درشت و دراز و در شكم خود يك تكه گوشت سفيد و بسيار خوشبو دارند . استخوان سفيد آن را بيرون مىكشند و آن را « مارگاريتاى » يعنى « مرواريد » مىنامند و از آن زيورهايى چون گردنبند ، دستبند و پايبند 3