خواهيم كرد .
3 - خبرى كه مىگويد مغيرة بن سعيد شيعه را ( رافضه ) ناميد ، ضعيف است و قابل اعتماد و بررسى نيست . زيرا طبيعى است كه شيعيان اماميه ، مغيره را به سبب اينكه از غلات است ، رد مىكنند و دليلى ندارد كه شيعه به سبب نامى كه يكى از غلات - كه خارج از دين آنان مىباشد و امام را از حد امامت به حد ربوبيت مىرساند - به آنها داده ، بر او خشم گيرند . همچنين اگر ناميده شدن شيعه به اسم رافضه ربطى به مخالفت آنها با مذهب تسنن و سيرهء شيعيان نداشته باشد ، چه دليلى دارد كه طبق گفته ابو بصير حاكمان و سلاطين خون شيعه را مباح بدانند ؟
روشن است كه واژهء شيعه به تنهايى در زمان امام صادق ( ع ) نيز بر دوستان و پيروان آن حضرت اطلاق مىشده ، چنانچه رواياتى كه كشى نقل كرده ، بر اين مطلب دلالت دارد . وى مىنويسد : عمرو بن زيد گفت : « بر امام صادق ( ع ) وارد شدم و آن حضرت ، ساعات زيادى از فضائل شيعه برايم سخن گفت . . . » « 1 » و نيز ابان بن تغلب كه معاصر با امام صادق ( ع ) و باقر ( ع ) بود ، به يكى از شاگردان خود گفت : « آيا مىدانى چه افرادى شيعهاند ؟ شيعيان كسانى هستند كه هنگامى كه مردم در مورد پيامبر اختلاف كردند ، از گفتهء على ( ع ) پيروى كردند و هنگامى كه مردم در مورد على ( ع ) اختلاف كردند ، آنها از سخن جعفر بن محمد ( ع ) پيروى كردند « 2 » » .
بنابراين ، مطالب گذشته ، اين گفتهء ما را كه ياران و دوستان امام صادق ( ع ) در زمان آن حضرت هنوز اماميه ناميده نشده بودند ، تأييد مىكند و چون اين گروه معتقد به امامت كسانى هستند كه معصوم بوده و پىدرپى به صورت زنجيرهاى به اين مقام مىرسند - چنانكه بعدها شيعهء اماميه هنگامى كه به اين نام ناميده شد ، همين اعتقاد را داشت - ما ترجيح داديم ، آنها را به نام « اسلاف اماميه » ( نياكان و پيشينيان اماميه ) بناميم . علاوه بر اين ، اينكه آنها در ميان فرزندان على ( ع ) در زمان امام جعفر صادق ( ع ) فقط از آن
هامش
( 1 ) - رجال كشى ، ص 390 .
( 2 ) - نجاشى ، رجال ، ص 10 .