حضرت به اماميه معروف نشدند و از تمام مطالب گذشته به اين نتيجه مىرسيم كه واژه « اماميه » در ميان واژههاى مذكور در زمان مورد بحث هنوز به عنوان نام اين فرقه معروف نشده بود . همچنين اين نتيجه به دست مىآيد كه تمام اين واژهها داراى يك معنا بودند ، زيرا واژههاى اسلاف اماميه يا جعفريه و يا قطعيه ( پس از وفات امام كاظم ( ع ) ) همهء اينها بر شيعه اطلاق مىشد و همهء آنها پيروان اهلبيت ( ع ) بودند و امامت را پس از امامان قبلى به امام صادق ( ع ) رسانده و پس از آن حضرت فرزندش موسى بن جعفر ( ع ) و پس از او على بن موسى ( ع ) را امام مىدانستند و در نظر اين گروه مقصود از « آل البيت » تنها امامان معصومى بودند كه نسبت آنها به امام حسين ( ع ) و نه ساير فرزندان على ( ع ) مىرسيد و مقصود نوبختى نيز از بيان مطلب قبلى و گفتن اينكه آنها بر روش اول رفتند ، همين بود ؛ يعنى آنها سلسلهاى از امامان را برگزيدند كه بعدها به ائمه اثنىعشريه ( ائمه دوازدهگانه ) و ائمه معصومين معروف شدند .
[ واژه اماميه در كتب تاريخ و رجال ]
پس از بيان مطالب فوق ، سعى مىكنم ابتداى ظهور واژهء اماميه و اطلاق آن را بر گروهى از شيعه كه قائل به امامت دوازده امامى مىباشند كه نه نفر آنان از فرزندان امام حسين ( ع ) و آخرين آنها مهدى منتظر ( ع ) است ، مطرح نمايم . در كتابهاى تاريخ و رجال جماعتى از شيعيان به اماميه توصيف شدهاند كه قبل از غيبت امام زمان ( ع ) ( 260 ه ) مىزيستهاند . برخى از آنها عبارتند از :
1 - على بن اسماعيل تمار : شيخ طوسى ( ره ) ( ت 460 ه ) او را « نخستين كسى مىداند كه از مذهب اماميه سخن به ميان آورده است » « 1 » . بنابراين وى معاصر هشام بن حكم بوده كه بنا بر نقل مشهور در سال 199 ه رحلت كرد .
2 - محمد بن خليل بن جعفر معروف به سكاك شاگرد و ملازم هشام بن حكم بوده است . وى از اماميه بود و كتابى در تشبيه نوشت « 2 » .
چنانچه وفات هشام بن حكم در سال 199 ه صحيح باشد ، چنين به دست مىآيد كه
هامش
( 1 ) - فهرست ، شيخ طوسى ، نجف ، 1960 ، ص 113 .
( 2 ) - حلى ، ابن داود ، رجال ، طهران ، 1342 ، ص 310 .