لقبى نسبت داده شده كه كمر ما را شكسته و دلهاى ما را ميرانده و حاكمان [ اهلسنت ] برطبق حديثى كه فقيهان آنها را نقل مىكنند ، خون ما را مباح مىدانند . امام ( ع ) فرمود :
منظورت ( از آنچه به ما نسبت داده شده و ما را به آن مىنامند ) « رافضه » است ؟ گفتم :
آرى . فرمود : نه ، به خدا قسم ! آنها شما را به اين اسم نناميدهاند ، بلكه خدا شما را به اين اسم ناميده ( اينكه آنها ما را به اين نام بخوانند براى ما عيب نيست و بلكه افتخار است ) ، سپس امام علت آن را چنين توضيح داد كه بنى اسرائيل فرعون را رها كردند و به موسى پيوستند در اينجا بود كه خداوند به موسى وحى كرد كه اين نام ( رافضه ) را براى آنها در تورات ثبت كن كه من آن را به آنها هديه كردم . پس خداوند اين نام را ذخيره نگاه داشت تا اينكه شما ( شيعيان ) را به آن ناميد ، به اين سبب كه شما فرعون و هامان و سپاه آنها را رها كرديد و از محمد ( ص ) و خاندان او پيروى نموديد . . . » « 1 » .
از مجموع آنچه دربارهء رافضه گفته شد ، نتايج زير به دست مىآيد :
[ رافضى ناميدن و نتائج آن ]
1 - به سبب موضع شيعه نسبت به خلافت شيخين ( ابو بكر و عمر ) دشمنان سنى مذهب آنها ، آنان را « رافضه » خواندند . مداركى كه قبلا دراينمورد نقل شد و نيز آنچه ابو بصير به امام صادق ( ع ) به عنوان شكوه اظهار داشت ، عقيده ما را تأييد مىكند .
2 - هدف شيخ مفيد از بيان حديث فوق آن است كه مصيبتهايى را كه از طريق دشمنان شيعه بر آنها وارد شده است ، با مصيبتهايى كه از طريق فرعون بر پيروان موسى وارد شده ، مقايسه نمايد و بفهماند كه بين آن دو شباهت و رابطه نزديكى وجود دارد و اين به واسطه آن است كه چون بنى اسرائيل و شيعه از خداوند اطاعت مىكردند ، مورد اذيت و آزار واقع شدند ؛ چنانكه در گذشته موسى به پيروانش و نيز محمد ( ص ) و آل او به دوستانشان خبر دادند كه مورد اذيت و آزار قرار مىگيرند . علماى شيعه همواره نمونههايى از نزديكى مذكور را در مناسبتهاى مختلفى نقل كردهاند . به عنوان مثال چنانكه قبلا بيان نموديم ، ابن قولويه شهادت امام حسين ( ع ) را به شهادت يحيى بن زكريا تشبيه كرده كه ما نمونههايى از اينگونه مقايسهها را به زودى در جاى خود بيان
هامش
( 1 ) - الاختصاص ، ص 104 - 5 .