مىگويد : « تشيع همانند اسلام از محيط عربى برخواست و در آن رشد كرد » « 1 » .
گولدزيهر با توجه به حديث و تاريخ ، نتيجه فوق را به دست آورده است ، اما ازنظر حديث ، از ابو ذر روايت شده است كه گفت : پيامبر را ديدم دست بر شانهء على ( ع ) زد و فرمود : يا على ( ع ) ! كسى كه ما را دوست دارد ، منسوب به عرب است و كسى كه ما را دشمن دارد ، او بىايمان است ؛ پس شيعيان ما اهل شرافت و بزرگوارى بوده و از حسب و نسبى عالى برخوردار مىباشند . . . » « 2 » . همچنين امام صادق ( ع ) فرموده است : « ما فرزندان هاشميم و شيعيان ما عرب مىباشند و غير آنها جاهل و بدوى مىباشند » همچنين فرمود : « ما از قريشيم و شيعيان ما عربند و ساير مردم وحشى رومى هستند » « 3 » .
چه امامان شيعه احاديث فوق را گفته باشند يا نه ، اين احاديث بيانگر اين است كه در خلال قرنهاى نخستين اسلام نياكان و پيشينيان شيعهء اماميه از عجم نبودند ، زيرا بيشتر عجمها در خلال اين مدت - چنانكه به زودى بيان مىشود - يا به فرقههايى مانند كيسانيه « 4 » و هاشميه « 5 » كه از غلات شيعه بودند و در اوايل حكومت بنى عباس « 6 » به طور فعال از آنها حمايت مىكردند ، پيوستند و يا از فرقههاى اهلسنت پيروى مىكردند و روشن است ازنظر نياكان شيعهء اماميه و پيشينان آنها هر دو گروه ( غلات و اهلسنت ) به سبب اينكه به امامان دوازدهگانهء برحق كه شيعه آنها را معصوم مىداند ، اعتقاد نداشتند ، بر اشتباهاند .
اما ازنظر تاريخ ، مهمترين دلايلى كه ثابت مىكند ، ظهور تشيع در ميان عربها و در محيطى بوده است كه در آن ويژگىهاى عربى غلبه داشته ( كوفه ) ، عبارتند از :
1 - بيشتر ياران على ( ع ) كه او را در جنگ با دشمنانش يارى مىكردند ، از عربهاى
هامش
( 1 ) - العقيدة و الشريعة فى الاسلام ، ترجمه محمد يوسف ، قاهره 1946 ، ص 205 .
( 2 ) - ديلمى ، ارشاد القلوب ، ج 2 ، ص 47 .
( 3 ) - كلينى ، كافى ، ج 8 ، ص 166 .
( 4 ) - نوبختى ، فرق الشيعه ، ص 24 .
( 5 ) - همان مدرك ، ص 46 .
( 6 ) - فلهاوزن ، الخوارج و الشيعه ، ص 248 .