الزمان زمانى » « 1 » ، يعنى : نه تو از مردان من هستى و نه زمان زمان من است « 2 » .
بنابراين چنين پيداست ، شيعيانى كه در جنگ مشترك بر ضد بنى اميه شركت داشتند از زيديه و كيسانيه بودند . يحيى بن زيد درحالىكه نسبت بين خود و پدرش و بين امامان شيعه ( ع ) را بيان مىكند ، چنين مىگويد : خداوند عزّ و جلّ اين كار را ( قيام بر ضد بنى اميه و خونخواهى امام ( حسين ( ع ) ) به واسطه ما تأييد كرد و علم و شمشير را براى ما فراهم كرده و عموزادگان ما را ( مقصودش امام باقر ( ع ) و صادق ( ع ) است ) تنها علم داده . . . » « 3 » .
ب - اقوامى كه در خلال قرن اول و دوم هجرى به تشيع گرويدند
روشن است كه در خلال مدت مذكور تشيع بيشتر در محيط عربى رشد كرد و چنانكه قبلا بيان شد ، مركز آن كوفه و اطراف آن بود و در اين زمان بيشتر طرفداران اين مكتب را ساكنان اين منطقه كه بيشتر آنها عرب بودند ، تشكيل مىدادند . چنانكه گولدزيهر
هامش
( 1 ) - الملل و النحل ، ص 300 - 1 .
( 2 ) - برداشت مؤلف از اين حديث در رابطه با اثبات اينكه اماميه قيام با شمشير را در مقابل ستمكاران تا زمان ظهور امام زمان ( ع ) جايز نمىدانند ، نادرست به نظر مىرسد ، زيرا يكى از امتيازات مكتب تشيع اماميه مبارزه و قيام پيروان اين مكتب در مقابل ستمگران زمان است چنانكه در طول تاريخ عمل پيروان اين مكتب مؤيد اين گفتار است و براى اثبات آن كافى است كه به تاريخ نهضتهاى گذشته شيعيان اماميه به خصوص در ايران كه بيشتر آنها به وسيله علما و روحانيون اين مكتب رهبرى شد ، نظرى افكنده شود . آيا علما و فقيهانى كه از اين مكتب به شهادت رسيدند و يا در مقابل ستمگران به پا خواستند و مردم را بيدار كردند و همواره افتخار مىكردند كه به پيروى از تعاليم اين مكتب در اين مسير گام برداشتهاند ، گواه مبارزهء شيعيان نيست ؟ و در كدام روايت و يا كتاب شيعهء اماميه آمده است كه ائمه ، آنها را با بودن شرائط ، از مبارزه با ستمگران منع كنند و آن را موكول به قيام امام زمان نمايند و چگونه مىشود از اين پاسخ امام صادق ( ع ) به ابو مسلم كه مربوط به واقعهء خاص و زمانى خاص است كه امام قيام خود را و پذيرفتن اين امر را مصلحت نمىدانستند ، اينچنين نتيجهء كلى گرفت - م .
( 3 ) - صحيفه سجاديه ، ص 5 .