از آنچه گفته شد ، روشن مىشود ، علىرغم اينكه جنبش مختار در كوفه ، ابتداى پيوستن برخى از موالى به صفوف غلات شيعه بوده است ، مختار موالى ( آزادشدگان ) را به خاطر هدفهاى سياسى جذب كرد و آنها را در سپاه خود جاى داده و در پرداخت غنيمت ، آنان را با عربها يكسان شمرد . اين كار خشم عربها را برانگيخت و ( برخى از سران كوفه ازروى غضب ) گفتند : « تو به آزادشدگان ما روى آوردى و حالآنكه آنها غنايمى بودند كه خدا با تمام اين شهرها به ما داده . ما آنها را به اميد پاداش آزاد كرديم . . . . و تو به اين مقدار براى آنها راضى نشدى و آنها را در غنيمتها با ما يكسان شريك كردى . . . . » « 1 » .
طبرى نقل كرده كه يكى از بزرگان كوفه در ضمن گفتگو از مقاومت مختار به دوستش گفت : به خدا قسم ! دليران شما با آن مرد ( مختار ) مىباشند . . . همچنين بندگان و آزادشدگان شما با اويند . . . و بندگان و آزادشدگان شما از دشمنانتان نسبت به شما كينهتوزترند . او با شجاعت عرب و دشمنى عجم با شما مىجنگد » « 2 » .
سياستى كه امويان در پيش گرفتند و بر آن اساس حاكميت عرب ( ملىگرايى ) را بر حاكميت اسلام ترجيح داده و ميان عربها و ساير مردمى كه تحت امپراطورى اسلامى زندگى مىكردند ، تبعيض قرار دادند ، موجب شد موالى به شيعه و خوارج كه از گروههاى مخالف دولت بنى اميه بودند ، بپيوندند و در كنار آن گروههاى مخالف ، سعى مىكردند ، در ميان موالى متحدانى را عليه بنى اميه پيدا كنند . بنابراين چنانكه قبلا گفتيم ، مختار و همچنين عبد الرحمن بن اشعث در قيام خود بر ضد بنى اميه از موالى يارى خواستند ، هم چنانكه شيعه و خوارج نيز از آنها كمك خواستند ، ولى در اين جهت شيعه از موفقيت بيشترى برخوردار بود و در درگيرى و مخالفت با بنى اميه تعداد زيادى از موالى به شيعيان پيوستند » « 3 » .
هامش
( 1 ) - طبرى ، ج 4 ، ص 518 .
( 2 ) - همان مدر ، ج 4 ، ص 518 .
( 3 ) - فلهاوزن ، الدولة العربية و سقوطها ، ص 68 .