تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
بودند و به جانب او گرايش داشتند . ماسنيون مىگويد : قبيله همدان قبيله‌اى بزرگ و مهم و نيرومند و توانا بود و افراد آن از شيعيان سرسخت على ( ع ) بودند « 1 » . آقاى و ات تشيع اهل يمن را به عوامل متعددى نسبت مىدهد كه مهم‌ترين آن‌ها عبارتند از : 1 - به سبب اينكه مردم حبشه قبل از اسلام داراى آيين « مونوفوستيه » كه شاخه‌اى از مسيحيت است ، بودند و بر مردم يمن نفوذ داشتند ، تاثير و نفوذ آن‌ها باعث شد كه مردم يمن نيز از اين مذهب پيروى كنند . پيروان اين آيين معتقد بودند كه مسيح بااينكه يك رهبر روحانى است ، داراى دو طبيعت بوده است : 1 - طبيعت الهى ( لاهوتى ) 2 - طبيعت بشرى ( ناسوتى ) و اين دو طبيعت باهم آميخته شده و طبيعت بشرى در طبيعت الهى حلول كرده و هر دو به صورت واحدى درآمده‌اند و پس از اينكه قبايل يمن آيين اسلام را پذيرفتند به سبب اينكه هنوز عقايد دينى و عادات گذشته‌شان در آن‌ها مؤثر بود ، آنان به طرف تشيع گرايش داشتند ، زيرا امام ( ع ) در اين مكتب عهده‌دار مقام رهبرى روحانى براى شيعه بود ، چنان‌كه حضرت مسيح ( ع ) اين مقام را نسبت به « مونوفوستيه » به عهده داشت . 2 - قبيله‌هاى يمنى حدود بيست قرن قبل از اسلام در شهرهايى زندگى مىكردند كه قبلا داراى دولت‌هاى متمدن اصيلى بودند و پس از اينكه دولت حميريه در سال 525 م سقوط كرد ، از آن هنگام تا زمان گسترش اسلام در آن منطقه ، آنجا تحت تسلط ايرانىها و حبشىها بود . آنان از نفوذ و تسلط قبلى حكومت‌هاى عربى بر آن منطقه اين اعتقاد و تصور را به ارث بردند كه حاكم و رهبر جامعه بايد علاوه بر قدرت سياسى خود ، از صفات معنوى و روحانى
charismatic
نيز بهره‌مند باشد ، چنان‌كه اميران عربى كه در بيشتر مناطق به واسطهء قدرت‌هاى محلى ، بر ساكنان شهرى كه با ساكنان باديه‌اى ( صحرانشين ) آميخته شده بودند ، تسلط داشتند ، از خصلت‌هاى مذكور برخوردار بودند . پس ازآنكه عرب‌هاى منطقهء جنوب يمن مسلمان شدند ، بيشتر آن‌ها همچنان اين
هامش
( 1 ) - خطط الكوفه ، ترجمة تقى مصعبى ، صيدا ، 1939 ، ص 16 .