نيز ابن قولويه روايت كرده است : مردى از امام صادق ( ع ) سؤال كرد : من زمينهايم را فروختهام و پول نقدى فراهم كردهام ( و اكنون مىخواهم در شهر ديگرى سكونت كنم از شما مىخواهم مرا در اين جهت راهنمايى كنيد ) ، آيا به مكه بروم ؟ امام فرمود : آنجا مرو ! زيرا مردم مكه آشكارا به خدا كفر مىورزند . سؤال كرد : در مدينه چگونه است ؟
فرمود : اهالى آنجا از مردم مكه بدترند . سؤال كرد : كجا را مناسب مىدانيد ؟ فرمود : بر تو باد به اقامت در كوفه ، زيرا تا دوازده ميل ( هر ميل چهار هزار ذرع است ) اطراف آن از بركت اينگونه و آنگونه است و در كنار آن قبرى قرار دارد كه هيچ شخص پريشان و اندوهناكى به زيارت آن نمىرود ، مگر آنكه خداوند غم و اندوه او را بر طرف كند . . . » « 1 » .
ابن قولويه نيز روايت كرد كه پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « قال لى جبرائيل : يا محمد ان اخاك مضطهد بعدك . . . . يقتله أشر الخلق . . . . ببلد تكون اليه هجرته و هو مغرس شيعته و شيعة ولده . . . » « 2 » ، يعنى : « جبرئيل به من گفت : اى محمد ! پس از تو به برادرت على ( ع ) ظلم مىشود . . . بدترين مردم او را خواهد كشت . . . . در شهرى به شهادت مىرسد كه به آن هجرت كرده است . آنجا محل رويش شيعيان او و شيعيان فرزندانش مىباشد . . . » .
از حديثهايى كه نقل شد ، چنين پيداست ، بااينكه اهل كوفه در زمان حضرت على ( ع ) ، از يارى او دست كشيدند و حتى فردى از آنان آن حضرت را در محراب به شهادت رساند و بااينكه فرزندش حسن ( ع ) را يارى نكرده و تنها گذاشتند و نيز با امام حسين ( ع ) به جنگ برخواسته و او را به شهادت رساندند و خاندان او را به اسارت گرفتند ، در عين حال نخستين كسانى بودند كه پس از اينكه مردم ولايت اهلبيت را رد كردند ، آنان بهسوى آنها شتافته و ولايت و دوستى آنها را پذيرفتند و به آنجا رسيدند كه سكونت در كوفه بر مكه و مدينه ترجيح داده شد ، كوفيان كه داراى سابقهء بدى نسبت به عترت پيامبر بودند ، به اين فضيلت و مقام نرسيدند ، مگر به اين علت كه آنجا مركزى جهت رشد تشيع و گسترش اين مكتب در ميان مردم آن گرديد .
هامش
( 1 ) - همان مدرك ، ص 168 - 9 .
( 2 ) - ايضا ، ص 263 .