2 - شيعيان كوفه به عنوان پايههاى جنبش توابين به حساب مىآمدند و نيز بيشتر افرادى كه در « عين الوردة » به شهادت رسيدند ، از شيعيان كوفه بودند . طبرى روايت كرده است كه : « سليمان بن صرد قبل از جنگ با عبيد الله بن زياد كنار قبر امام حسين ( ع ) آمد و براى يارانش خطبه خواند و چنين گفت : خداوندا ، حسين ( ع ) شهيد فرزند شهيد و مهدى فرزند مهدى و صديق فرزند صديق را قرين رحمت بدار ، بارالها ! ما تو را گواه مىگيريم كه دين و راه آنها را برگزيديم ، قاتلان آنها را دشمن داشته و دوستانشان را دوست مىداريم . . . » « 1 » .
3 - نهضتهايى كه در كوفه ايجاد مىشد ، غالبا شكل دينى به خود مىگرفت و آخرين خاندانى كه در اين دوره خود را جهت حكومت بر مسلمين نامزد كرد و توانست مقام خلافت خود را از ناحيه دينى برحق جلوه دهد ، بنى اميه بود . طبرى روايت كرده است كه : عبد الرحمن ابى ليلاى فقيه كه در سال 83 ه به انقلاب اهل عراق بر ضد امويان پيوست ( در سخنان خود به مبارزين ) چنين گفت : بجنگيد و بكشيد اين منحرفان و نوآوران و بدعتگذاران را كه آنان جاهل به حقند و آن را نشناختند و به تعدى و ستم پرداخته و آن را زشت نمىشمارند . . . » و نيز شعبى دراينمورد گفته : اى اهل اسلام ! با آنها بجنگيد و از جنگ و كشتن آنها باك نداشته باشيد ، به خدا قسم ! من قومى را در روى زمين به اين وسعت ، ستمكارتر و ظالمتر از آنان نمىشناسم ؛ پس بهسوى آنها بشتابيد . همچنين سعيد بن جبير به همين مناسبت گفته است : « با همت و اراده با آنها نبرد كنيد و در جنگ با آنها درنگ مكنيد ، با آنان بجنگيد به سبب گناهكارى آنها ( و نافرمانى خدا ) و ستمگرى آنها در حكومت و زورگويى آنها در امور و دين و به خاطر اينكه آنها ضعيفان را خوار و زبون كردند و نماز را از بين بردند . . . » « 2 » .
شايان ذكر است كه فقهاى مذكور به وسيلهء اين گفتار حكومت حجاج را كه فرماندار بنى اميه در كوفه بود ، توصيف كردند و چهبسا عموم كوفيان و به ويژه شيعيان چنين
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 456 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 163 .