دريافتند كه ظلم حجاج و روى كار آمدن چنين فردى نشانهء تحقق يافتن خبرى است كه على ( ع ) از آمدن او به آنها داده بود . چنانكه اصفهانى روايت كرده است ، اشعث بن قيس روزى على ( ع ) را به خشم آورد ، حضرت فرمود : « ما لى و لك يا اشعث اما و الله لو بعبد ثقيف تمرست لاقشعرت شعيراتك قيل : يا امير المؤمنين و من غلام ثقيف ؟ قال غلام يليهم و لا يبقى اهلبيت من العرب الا ادخلهم ذلا . . . » « 1 » ، يعنى : « مرا با تو چهكار اى اشعث ! سوگند به خدا ! اگر با بندهء ثقيف ( حجاج بن يوسف ثقفى ) سروكارت افتد ، موهاى تنت راست شود ! از حضرت سؤال شد : غلام ثقيف كيست ؟ فرمود : او كسى است كه فرمانرواى مردم شود و هيچ خانوادهاى از عرب باقى نماند ، جز آنكه از ناحيه او خوارى و زبونى بيند . . . » .
روشن است كه پشتيبانى كامل بنى اميه فقط از جانب اهالى شام بود و حمايت آنها از سلطنت بنى اميه مبنى بر دفاع از مركز حكومت ( شام ) بود كه آنجا وطن و محل اقامت آنها بود . اهل شام به خاطر دفاع از شهر و منافع خود از بنى اميه حمايت مىكردند . ازاينرو آنان به مسئلهء حقانيت بنى اميه در نظر شرع توجهى نداشتند . « 2 »
4 - بيشتر قبيلههاى عرب كه در زمان گسترش قلمرو اسلام و فتوحات آن در كوفه ساكن شدند ، از يمن بودند . بلاذرى نقل كرده است كه شعبى گفت : ما يعنى اهل يمن ، دوازده هزار نفر بوديم و « نزار » هشت هزار نفر بودند . مگر نه اين است كه اكثر اهل كوفه از مردم يمن هستند ؟ قسمت شرق كوفه ( به قيد قرعه ) به نام ما افتاد و خطههاى ما چنانكه الآن هست در آنجا قرار گرفت » « 3 » . فلهاوزن مىگويد : « قبيلههاى يمنى در كوفه تعداد افرادشان از همهء قبايل بيشتر بود و از بيشترين اهميت نيز برخوردار بودند » « 4 » .
قابل توجه است كه بيشتر قبيلههاى يمنى و به ويژه قبيلهء همدان از شيعيان على ( ع )
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبين ، ص 23 .
( 2 ) - فلهاوزن ، الدولة العربية و سقوطها ، ص 161 .
( 3 ) - فتوح البلدان ، قاهره ، 1932 ، ص 276 .
( 4 ) - الخوارج و الشيعه ، ص 160 .