را امام دانستند و تا هنگام وفات آن حضرت بر امامت او باقى بودند و چون وفات امام باقر ( ع ) در سال 119 ه . اتفاق افتاده ( و هنوز ساير ائمه ( ع ) متولد نشده و در ميان شيعيان به امامت نرسيده بودند ) ، مىتوان گفت ، به شيعيانى كه پس از على بن الحسين ( ع ) به امامت حضرت باقر ( ع ) اعتقاد داشتند ، اماميه اطلاق نمىشد . و صحيح است كه ما اين گروه شيعه را نياكان و پيشينيان اماميه بناميم ، زيرا اين گروه به امامت يك سلسله از امامانى اعتقاد داشتند كه گروهى كه بعدها به اماميه ناميده شدند - و از آنها بحث خواهيم كرد - آنها را به عنوان امام خود پذيرفتند .
مراكز تشيع و اقوامى كه آن را در خلال قرن اول و دوم هجرى پذيرفتند
الف - سرزمينهايى كه شيعيان در آن سكونت داشتند .
ازآنجاكه شيعيان با حكومت بنى اميه مخالف بودند و به اين سبب به حالت اختفا و تقيه به سر مىبردند ، مشكل است بتوان محل سكونت آنها را در دوران حكومت بنى اميه تعيين كرد . باوجود اينچنين ، برمىآيد كه شيعيان در كوفه و اطراف آن متمركز بودند و در اين زمينه دلايل فراوانى وجود دارد كه مهمترين آن به شرح زير است :
1 - كوفه كه در زمان على ( ع ) پايتخت كشور اسلام بود ، پس از پيروزى معاويه بر على ( ع ) و حاكميت مردم شام ، صرفا به صورت يكى از استانهاى تابعهء شام درآمد .
پىآمد شكست كوفه آن بود كه بيت المال و اعانههاى مردم كه قبلا در آنجا قرار داشت ، به شام منتقل شد و به تصرف شاميان درآمد « 1 » . در نتيجه اهل كوفه دريافتند كه با از بين رفتن حكومت على ( ع ) و فرزندش امام حسن ( ع ) عظمت و اقتدار آنها نيز از دست رفته است . بنابراين آنها على ( ع ) و فرزندانش را جايگاه و وسيلهاى جهت رسيدن به آرزوهاى آينده خود مىدانستند . در نتيجه در استان كوفه عشق و محبت سياسى با علاقه دينى آميخته شد و موجب شد كه تشيع به تدريج رشد و گسترش پيدا كند ، بهطورىكه
هامش
( 1 ) - فلهاوزن ، الدولة العربية و سقوطها ، ترجمه عبد الهادى ابو ريده ، قاهره ، لا . ت ، ص 126 .