از ساير مردم به بهشت وارد مىشوند « 1 » .
اهميتى را كه ابن قولويه در اين كتاب به امام حسين ( ع ) داده است ، به ساير ائمه از جمله على ( ع ) نداده است .
پس از شهادت امام حسين ( ع ) و سعى اموىها و زبيرىها در بد جلوه دادن شيعه و ناشناخته ماندن آنان و نيز شكست امويان در جلب حمايت قاريان و فقيهان و پايمال كردن حقوق بيشتر ساكنان امپراطورى اسلامى و به خصوص موالى ، بذر گروههاى شيعى شروع به رشد و گسترش نمود . از جملهء اين فرقهها كيسانيه است كه امامت را به محمد بن حنفيه كه فرزند على ( ع ) از غير فاطمه ( ع ) ( دخت پيامبر ) مىباشد ، سوق دادند . سپس كيسانيه به فرقههاى مختلفى تقسيم شدند كه يكى از آنها پس از محمد حنفيه فرزندش ابى هاشم را امام مىدانستند « 2 » . مختار ثقفى سرپرستى فرقه كيسانيه را به عهده داشت . طبرى مىنويسد :
« سران و بزرگان شيعه بر گرد سليمان بن صرد جمع شدند . . . و زمانى كه مختار آنها را به طرف خود براى طلب خون حسين ( ع ) فراخواند ، آنان گفتند اينك سليمان بن صرد شيخ و بزرگ شيعه است ، از او پيروى كنيد و بر گرد او جمع شويد . مختار ( براى جلب طرفدارى ) گفت : من از طرف مهدى محمد حنفيه ( محمد حنفيه را امام زمان معرفى كرد ) بهسوى شما آمدهام ( به خدا قسم ! ) چندان به دعوت شيعه پرداخت تا اينكه گروهى بهسوى او روى آوردند و او را اجابت كرده و گرامى داشتند » « 3 » .
فلهاوزن نيز در مورد قيام ملتها و ارتباط آن با موالى و مسائل ديگرى كه با موضوع بحث ارتباط دارند بهطور مفصل بحث كرده است . « 4 »
علىرغم اينكه كيسانيه نخستين كسانى بودند كه انديشهء وجود حضرت مهدى را كه
هامش
( 1 ) - مطالبى را كه ابن قولويه ( ره ) راجع به فضيلت زيارت امام حسين نوشته و در اينجا اشاره شده ، همه مستند و با توجه به احاديثى است كه از ائمه ( ع ) دراينمورد وارد شده است . - م .
( 2 ) - مقالات ، اشعرى ، ج 1 ، ص 89 و بعد از آن در مورد كيسانيه و فرقههاى آن .
( 3 ) - التاريخ ، ج 4 ، ص 434 .
( 4 ) - الخوارج و الشيعه ، ص 187 و صفحات بعد از آن .