« ريشهء تمام فرقهها به چهار فرقه برمىگردد ، شيعه ، معتزله ، مرجئه و خوارج » « 1 » و روشن است كه تمام اين فرقهها پس از پيامبر و با گذشت زمانى طولانى ظاهر شدند .
دراينمورد ممكن است ، مقدسى مطلب را دقيقتر بيان كرده باشد ، وى مىگويد : « ريشهء تمام فرقههاى مسلمانان از چهار فرقه منشعب شده است : شيعه ، خوارج ، مرجئه ، معتزله و ريشهء پديد آمدن اختلاف ميان آنها در جريان كشته شدن عثمان بود كه ازآنپس دسته دسته شدند . . . » « 2 » .
و نيز گفتهء مسعودى كه در آن اشاره كرد كه پس از بيعت ابو بكر ، على ( ع ) و شيعيانش در منزل آن حضرت اقامت كردند ، عبارت ديگرى است كه نمىتوان كلمهء شيعه را به معناى فرقهء دينى گرفت ، زيرا مسعودى خود در جاى ديگر همان كتابش از افرادى كه پس از سقيفه ( بيعت ابو بكر ) در اطراف على ( ع ) گرد آمدند به عنوان جماعت مسلمين نام مىبرد « 3 » و روشن است كه هر مسلمانى شيعه نيست « 4 » .
ما گفتارمان را در مورد اينكه آيا قبل از شهادت امام حسين ( ع ) شيعه به شكل يك فرقهء دينى متشكل وجود داشته يا نه ، با بيان كردن نظريهء سعد اشعرى دراينمورد پايان مىبخشيم . اشعرى در ضمن كلام خود بيان مىكند كه منظور از واژهء « فرقه » در زمان على ( ع ) جماعتى از مردم است . وى در ضمن گفتارش در مورد عثمان مىگويد :
« هنگامى كه عثمان كشته شد ، مردمى كه با على ( ع ) بيعت كردند ، به نام جماعت خوانده شدند ، سپس در ميانشان جدايى افتاد و سه فرقه شدند ، فرقهاى بر ولايت على ( ع ) استوار ماندند ، فرقهاى همراه سعد بن مالك ( سعد بن ابى وقاص ) و عبد الله بن عمر بن خطاب گوشهنشينى و بىطرفى را انتخاب كردند . . . فرقهاى هم با على ( ع ) به مخالفت
هامش
( 1 ) - نوبختى ، همان كتاب ، ص 15 .
( 2 ) - احسن التقاسيم ، ليدن ، 1906 ، ص 38 .
( 3 ) - مسعودى ، الوصية ، ص 121 .
( 4 ) - بنابراين نمىشود از گفته قبلى او دربارهء اقامت على ( ع ) با شيعيانش در منزل ، استدلال كرد كه منظور او از شيعه فرقهء دينى مشخصى مىباشد ، زيرا در گفتار ديگرش به جاى واژه شيعه ، « جماعت مسلمين » به كار مىبرد . - م .