تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
گفت : « اى امير مؤمنان ( ع ) ! من مطالبى را در مورد تفسير قرآن و نيز احاديث پيامبر ، از سلمان و مقداد بن اسود و ابو ذر شنيدم ، پس از آن از شما شنيدم كه گفتهء آن‌ها را تصديق مىكنيد . از طرفى در دست مردم تعدادى احاديث و مطالبى پيرامون تفسير قرآن است كه شما با آن مخالفيد و آن‌ها را باطل مىدانيد ، آيا شما معتقديد كه مردم عمدا بر پيامبر ( ص ) دروغ مىبندند و نيز قرآن را به راى خود تفسير مىكنند ؟ على ( ع ) فرمود : آنچه در دست مردم است برخى حق و برخى باطل است . . . در زمان پيامبر ( ص ) بر او دروغ بستند . بعد از رحلتش نيز بر او دروغ بستند . . . » « 1 » . واضح است كه پيروى از آراء فقهى يك امام معين بهترين دليل جهت اعتراف به امامت او مىباشد و سلمان و ابو ذر هم از كسانى بودند كه از نظريات فقهى حضرت على ( ع ) پيروى مىنمودند و اين زمانى بود كه هنوز آن حضرت رهبرى سياسى مسلمين را در دست نگرفته بود ، چرا كه آن دو قبل از خلافت آن حضرت درگذشتند . در نتيجه آنان از مشهورترين معتقدين تشيع علوى به معناى اعتقادى آن بودند . شايان ذكر است كه نقطه نظرهاى شيعه ، چه در تفسير و تأويل قرآن و چه در روايات و احاديث نبوى كه سليم بن قيس آن‌ها را از شاگردان على ( ع ) شنيده بود ، با اعتقادات مسلمانان معاصر ايشان تفاوت داشت . اين نقطه نظرها به تدريج تكامل يافت و به صورت يك مكتب فكرى اسلامى خاص ظاهر شد كه بعدها به نام مذهب جعفرى شناخته شد و حضرت على ( ع ) نخستين مؤسس علوم اين مكتب بود . چنان‌كه در فوق برخى از نقطه نظرهاى آن حضرت را در مورد تفسير و تأويل قرآن و روايت سنت نبوى بيان كرديم و زمانى كه مذهب جعفرى در زمان‌هاى بعد ، شكل گرفت ، فقيهان اين مكتب از قبول سنت صحابه سرباز زدند ؛ زيرا آن‌ها استدلال برطبق سنت هيچ كسى را به‌جز آنان كه عصمت آن‌ها بر ايشان ثابت شده باشد - كه آن‌ها امامان دوازده‌گانه ( ع ) هستند - صحيح نمىدانستند .
هامش
( 1 ) - المسترشد فى الامامة على بن ابى طالب ( ع ) ، النجف لا . ت ، ص 31 ؛ و النعمانى ، محمد ابراهيم ، الغيبة ، تبريز لا . ت ، ص 36 - 7 .