خود بيرون برديد و يك بار به اينجا و يك بار به آنجا واگذار كرديد گاهى به عمر و گاهى به عثمان ، بيم آن دارم كه خداوند آن را از ميان شما بردارد و در ميان غير شما قرار دهد . چنانكه شما آن را ( خلافت ) از ميان اهلش برداشتيد و در ميان غير اهلش قرار داديد » . مقداد نيز در زمان بيعت مردم با عثمان چنين گفت : « پس از پيامبر ( ص ) اذيت و آزارى به مانند آنچه بر اين اهلبيت ( ع ) وارد شد ، نديدهام . . . شگفتا از قريش . . . . پس از پيامبر جمع شدند كه قدرت پيامبر را از خاندانش بگيرند . . . . آگاه باشيد ، به خدا قسم . . .
اگر ياروياورى مىيافتم كه با قريش بجنگم ، با آنان به كارزار مىپرداختم ، چنانكه در روز بدر همراه پيامبر با آنان جنگيدم » « 1 » و نيز در شورشى كه در آن عثمان كشته شد ، فضل بن عباس دربارهء على ( ع ) چنين گفت :
و كان ولى العهد بعد محمد * على و فى كل المواطن صاحبه
على ولى الله اظهر دينه * و انت مع الاشقين فيما تحاربه
« 2 » يعنى : پس از پيامبر على ( ع ) سرپرست امر خلافت است و كسى است كه در تمام كارزارها همراه و ياور پيامبر ( ص ) بوده است . على ( ع ) ولى خداست و دين خدا را آشكار كرد و تو در آنچه با وى به مبارزه برخاستى ، دو كس از شقىترين انسانها را همراهى كردى .
شايسته يادآورى است كه واژه « ولى » كه در شعر فوق آمده است و همان مفهوم دينى را مىرساند ، ممكن است ، دليلى باشد بر اعتراف فضل بن عباس به اينكه على ( ع ) داراى ويژگىهاى معنوى و روحىاى است كه ساير صحابه از آن بىبهرهاند و كلمه « ولى الله » براى على ( ع ) همچون لقبى گرديده بود كه در زمان آن حضرت بر پولهاى نقره كه به سبك ساسانيان سكه زده مىشد ، قرار داشت . چنانكه يزيد بن قيس حمدانى كه استاندار آن حضرت در « رى » بود ، در سال 37 ه پول نقد زمان خودش را با واژه ولى
هامش
( 1 ) - المسعودى ، الوصية ، ص 117 - 8 .
( 2 ) - ايضا ، ج 2 ، ص 235 .