الله سكه مىزد « 1 » .
از جمله دلايلى كه ثابت مىكند قبل از اينكه حضرت على ( ع ) عهدهدار خلافت شود ، عدهاى پيرو تشيع به معناى روحى و عقيدتى آن بودند ، سخنان سعد اشعرى ، در مورد گروهى از شيعيان است كه پس از رحلت پيامبر ظاهر شدند و براى اثبات امامت آن حضرت به « نص » پيامبر ( ص ) استدلال مىكردند ، وى مىگويد « آنها گفتند باوجوداين [ نص ] لازم است كه امامت همواره در خاندان و نسل آن حضرت تا روز قيامت باقى بماند . . . پس همواره اين فرقه استوار باقى ماندند و امامت و ولايت آن حضرت را به گونهاى كه نقل كرديم ، بر خود لازم مىدانستند . . . تا اينكه حضرت على ( ع ) به شهادت رسيد ، درحالىكه امامتش سى سال و خلافتش چهار سال و نه ماه بود . . . » « 2 » .
چنانكه قبلا گفتيم ، آقاى و ات گمان مىكند كه تشيع روحى فقط در سال 658 م / 37 ه ظاهر شده ، زمانى كه گروهى از ياران على ، با او تجديد بيعت كردند . « آنان اعتقاد داشتند كه حاكم به اذن پروردگار و امر او حكومت مىكند . به گونهاى كه در آن براى انسان جاى هيچگونه دخالتى نيست . از اينجا ، راه خوارج و شيعه جدا گرديد و خوارج در امور حكومت ، حاكميت قانون غير شخصى ( قانون الهى ) را برگزيدند ، ولى شيعه حكومت را از آن رهبرى دانست كه از ويژگىهاى مذهبى و معنوى بهرهمند باشد » « 3 » .
تأكيد خوارج روى قانون بود ، ولى شيعه علاوه بر آن در رهبرى جامعه نيز دقت فراوان داشت .
ممكن است مطالبى كه اندكى قبل از اين در مورد ظهور تشيع عقيدتى در زمان پيامبر ( ص ) و سه خليفهء نخست راشدين گفتيم ، دليلى جهت ضعف نظريه و ات باشد .
4 - وجود عدهاى از شيعيان على ( ع ) كه در زمان آن حضرت قائل به آراء فقهى او بودند . ابن رستم طبرى روايت كرده است كه سليم بن قيس هلالى به حضرت على ( ع )
هامش
( 1 ) - محمد باقر حسينى ، تطور النقود العربية الاسلامية ، بغداد 1969 ، ص 51 .
( 2 ) - ايضا كتاب سابق ، ص 16 - 17 .
( 3 ) -Wtt , OP . Cit , P . 104 .