احب محمدا حبا شديدا * و عباسا و حمزة و الوصيا
« 1 » يعنى : من محمد ( ص ) را بسيار دوست مىدارم و نيز عباس و حمزه و وصى او را .
از اين شعر اينگونه به دست مىآيد كه واژه « وصى » در آن زمان آنقدر در مورد على ( ع ) به كار برده مىشد و معروف شده بود كه هرگاه به تنهايى اين واژه گفته مىشد ذهن شنونده ، متوجه على ( ع ) مىشد .
اما دربارهء بيعت غدير خم ( كه خود از جمله دلايل امامت آن حضرت به حساب مىآيد ) يعقوبى آن را بيان كرده و گفته است كه : پيامبر اكرم ( ص ) در آنجا براى على ( ع ) به امامت وصيت كرد « 2 » . علامه امينى نيز در مورد شهرت بيعت غدير و غير قابل انكار بودن آن بحثى گسترده كرده است « 3 » .
و اما دربارهء عقيدهء شيعه راجع به وصيت پيامبر به امامت على ( ع ) شيخ طوسى ، مشهور به شيخ الطائفه ، از آن چنين تعبير نموده است :
« براى شيعه به تواتر ثابت شده است كه پيامبر اسلام ( ص ) به امامت امير المؤمنين ( ع ) تصريح كرده است و با كلمات و الفاظ مخصوص او را به جانشينى خود در ميان مسلمانها برگزيد ، از جمله فرمود : « سلموا على على ( ع ) بامرة المؤمنين » ؛ يعنى : سلام كنيد بر على ( ع ) به عنوان فرمانروايى و امارت بر مؤمنين ( به او بگوييد ، سلام بر تو اى امير المومنين ( ع ) ) . و نيز درحالىكه به او اشاره مىكرد و دست او را گرفته بود فرمود :
« هذا خليفتى فيكم من بعدى فاسمعوا له و اطيعوا » ؛ اين ( على ) جانشين بعد از من در ميان شماست ، از او پيروى نموده و اطاعت كنيد « 4 » .
در مورد وصيت پيامبر ( ص ) به امامت على ( ع ) شيعيان دهها كتاب تاليف كردهاند ، مسعودى كتابى به نام الوصية تاليف كرده « 5 » و در آن چگونگى اتصال حجتهاى الهى و
هامش
( 1 ) - المبرد ، الكامل ، ج 2 ، القاهرة 1308 ، ص 130 .
( 2 ) - التاريخ ، ص 2 - 93 .
( 3 ) - كتاب علامه امينى كه به نام الغدير فى الكتاب و السند و الادب مىباشد .
( 4 ) - تلخيص الشافى ، ج 2 ، ص 56 - 70 .
( 5 ) - كتاب نام برده در نجف چاپ شده است بدون اينكه تاريخ چاپ آن نقل شود .