تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
شيخ طوسى سليمانيه را كه شاخه‌اى از زيديه مىباشند ، جزء فرقه‌هاى شيعه ندانسته است ، به اين دليل كه آن‌ها قائل به « نص » پيامبر ( ص ) بر امامت على ( ع ) نيستند و مىگويند : « امامت با مشورت مردم معين مىگردد و شايسته است كه امام به وسيله دو شخص از نيكان مسلمين معين گردد و نيز امامت فرد مفضول با وجود فاضل ، روا باشد . . . » « 1 » و به اين‌جهت كه گفتهء صالحيه و بتريه « كه شاخه‌اى از زيديه مىباشند ، در مورد تعيين امامت مانند گفتهء سليمانيه است » « 2 » ، عقيدهء شيخ طوسى در مورد سليمانيه بر آن‌ها هم سازگار است ( و مىتوان آن‌ها را هم برطبق عقيدهء شيخ طوسى جزء فرقه‌هاى شيعه به حساب نياورد . ) در مورد غلات شيعه كه از جملهء آن‌ها « كيسانيه » است ، شيعهء اماميه - چنان‌كه شيخ طوسى عقيدهء آن‌ها را بيان كرده است - آنان را حتى مسلمان به حساب نمىآورد ، تا چه رسد كه آن‌ها را جزء شيعه بداند ، زيرا اين عده اولا ، امام را از حد امامت خارج كرده و به مقام ربوبيت و خدايى رسانده‌اند . ثانيا ، برخى از فرقه‌هاى آن‌ها مانند هاشميه مجاز دانسته‌اند كه امامت از خاندان على ( ع ) به خاندان عباس منتقل شود . چنان‌كه حتى برخى از آن‌ها امامت را از خاندان پيامبر ( ص ) خارج نموده و آن را براى عموم مردم مجاز شمرده‌اند ؛ از جملهء اين گروه ، مىتوان « بيانيه » را نام برد كه امامت شخصى را كه نام او « بيان » است ، جايز دانسته‌اند و او را امام خود به حساب آورده‌اند . « 3 » ما سخن خود را در مورد تعريف شيعه ، به تعريف ابن حزم ، كه آن را از بيشتر تعريف‌ها جامع‌تر و دقيق‌تر مىدانيم ، پايان مىدهيم . ابن حزم مىگويد : « كسى كه موافق شيعه باشد معتقد است كه على ( ع ) بعد از رسول اكرم ( ص ) بهترين مردم بوده و سزاوارترين آنان به امامت مىباشد و پس از او فرزندانش شايسته اين مقام مىباشند ، چنين كسى شيعه است ، هرچند در ساير مسائلى كه مورد اختلاف مسلمان‌هاست با آنان
هامش
( 1 ) - ايضا ، ج 1 ، ص 135 . ( 2 ) - شهرستانى ، همان ، ج 1 ، ص 42 . ( 3 ) - اشعرى ، سعد بن عبد الله ، كتاب المقالات و الفرق ، طهران 1963 ، ص 37 .
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 47 | عبد الله فياض / خاتمى