شهرستانى در تعريف خود بر نص جلى و خفى تاكيد كرده است كه اين امر در تشخيص شيعه ، به ويژه شيعهء اماميه از ساير مسلمانان لازم و ضرورى مىباشد .
شيخ محمد بن حسن طوسى ( ره ) نيز در بحث خود راجع به شيعه سخن از نص و وصيت به ميان آورده و اعتقاد شيعيان را به امامت على ( ع ) بر مسلمانان ، مربوط به ارادهء خداوند متعال و وصيت رسول اكرم ( ص ) مىداند « 1 » . نامبرده « نص » را به دو نوع تقسيم مىنمايد : 1 - نص جلى 2 - نص خفى « 2 » « نص جلى را فقط شيعهء اماميه نقل كردهاند ، گرچه در ميان محدثين هم عدهاى آن را به صورت خبر واحد نقل نمودهاند . . . » .
در مورد نص خفى معتقد است كه « تمام مسلمين به آن تصريح كردهاند و وجود آن را قبول دارند ، گرچه در تأويل و تفسير اين احاديث و مراد آنها اختلاف نمودهاند و در ميان افرادى كه قول آنها معتبر است ، كسى كه منكر وجود اين اخبار باشد ، ديده نمىشود . » « 3 »
گاهى نص جلى بر امامت حضرت على ( ع ) دلالت مىكند ، اما به صورت توصيفى و از طريق اوصاف آن حضرت نه به صورت تصريح به نام وى ، چنانكه جاروديه كه شاخهاى از زيديه مىباشند ، بر اين اعتقادند . اشعرى مىگويد : « جاروديه گمان مىكنند پيامبر اكرم ( ص ) بر جانشينى على ( ع ) و امامت آن حضرت تنها به اوصاف وى تصريح كرده است و نام او را صريحا نفرموده است و در نتيجه او امام و جانشين پيامبر است . . . » . « 4 »
هامش
( 1 ) - تلخيص الشافى ، ج 2 ، نجف ، 1963 ، ص 56 ، - 7 .
( 2 ) - نص جلى آن است كه شنوندگان آن ضرورتا و بالعيان مراد پيامبر اكرم را از آن دريافتند ، هرچند اكنون اثبات آن براى ما فقط از طريق استدلال ميسر است . مانند : « سلموا على علىّ بامرة المؤمنين » و « هذا خليفتى فيكم من بعدى فاسمعوا له و اطيعوا » . نص خفى آن است كه دانسته نشود كه شنونده ضرورتا و بالعيان مراد پيامبر ( ص ) را از آن دريافته است و جايز است كه مراد آن حضرت را از طريق استدلال دريافته باشند . مانند انت منى بمنزلة هارون من موسى . - م .
( 3 ) - ايضا ، ج 2 ، ص 46 .
( 4 ) - مقالات ، ج 1 ، ص 133 .