تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤

فصل اول تشيع و شيعه قبل از ظهور فرقهء اماميه

[ شيعه در لغت و اصطلاح ]

شيعه در لغت به معنى ياران و پيروان مىباشد « 1 » و در اصلاح اين كلمه بر تمام كسانى اطلاق مىشود كه على ( ع ) و خاندان آن حضرت را دوست بدارند ، فيروزآبادى گفته است ، « شيعهء مرد يعنى ياران و پيروان او ، اين كلمه بر فرقه و گروه خاص اطلاق مىشود و براى مفرد و تثنيه و جمع و مذكر و مؤنث يكسان به كار مىرود و اين نام به تدريج بر
هامش
( 1 ) - در برخى از متون واژه شيعه به معنى ياران و پيروان آمده است بدون اختصاص داشتن به على ( ع ) و خاندان آن حضرت . براى نمونه طبرى روايت كرده است كه حسان بن مالك در گفتگويى كه با يكى از شاگردانش داشته است ، چنين گفته : « و انا اشهد لئن كان دين يزيد بن معاوية و هو حىّ حقا يومئذ انه اليوم و شيعتها على حق و ان كان ابن زبير يومئذ و شيعته على باطل انه اليوم على باطل و شيعته . . . » يعنى من گواهى مىدهم كه اگر دين يزيد بن معاويه در زمان كه زنده بود حق بوده است ، امروز هم او و پيروانش برحق مىباشند و اگر ابن زبير و پيروانش در آن روز بر باطل بودند ، اكنون هم او و پيروانش بر باطل مىباشند . . . » و نيز مسعودى نقل كرده است ( التنبيه ، 330 ) . دو پسر مروان ، آخرين خليفه بنى اميه ، فرار كردند « فى من تبعها من اهلها . . . و مواليها . . . و من انحاز اليهم من اهل خراسان من شيعة بنى اميه » يعنى : ( فرار كردند ) با كسانى كه از خاندان و دوستانشان از آنان پيروى كردند . . . و نيز اهل خراسان كه از پيروان بنى اميه بودند و به آنان گرويدند » . شيخ طوسى گفته است ( تلخيص الشافى 3 - 99 ) : ( و عثمان نفسه مع شيعته و اقاربه . . . ) يعنى « عثمان خودش با پيروان و ياران و خويشاوندانش » از متن‌هاى گذشته به دست مىآيد كه واژهء شيعه در تمام آن‌ها به معناى « ياران و پيروان » آمده است كه معناى لغوى آن نيز همين است .