تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
دوستداران على ( ع ) و خاندانش غلبه پيدا كرده تا آنجا كه نام خاص آنان شده است » « 1 »

[ استعمال كلمه شيعه به معناى اصطلاحى در روايات براى اولين‌بار ]

روايتى كه منسوب به ابى مخنف است ، نخستين خبرى است كه كلمهء شيعه را به معناى اصطلاحى آن‌كه بر پيروان على ( ع ) و خاندان آن حضرت و ياران آنان اطلاق مىشود ، آورده است . در روايت مذكور آمده است كه امام حسن مجتبى ( ع ) به اهل كوفه فرمود : « انتم شيعتنا » يعنى شما شيعيان ما هستيد « 2 » و نيز به همين معنا ( معناى اصطلاحى ) در روايت‌هاى منقرى و مسعودى كه در زير نقل مىشود ، به كار رفته است . منقرى مىگويد : حضرت على فرموده است : « ان اتباع طلحة و الزبير فى البصرة قتلوا شيعتى و عمالى . . . » « 3 » يعنى پيروان طلحه و زبير در بصره شيعيان و كارگزاران مرا كشتند . مسعودى نيز روايت كرده است : پس از آنكه بيعت با ابو بكر به پايان رسيد ، حضرت على ( ع ) همراه شيعيانش در منزل اقامت كرد « 4 » . پس از بيان مطالب فوق اكنون به بررسى و بيان تعريف شيعه مىپردازيم : ابو الحسن اشعرى گفته است : « به اين گروه شيعه گفته شده ، زيرا از على ( ع ) پيروى مىكردند و او را بر ديگر صحابه پيامبر ( ص ) مقدم مىداشتند » « 5 » . شهرستانى شيعه را چنين تعريف مىكند : « شيعه به كسانى گفته مىشود كه تنها از على ( ع ) پيروى نمايند و به امامت و خلافت بلافصل آن حضرت برطبق نص و وصيت پيامبر ( ص ) به صورت آشكار و يا نهان معتقد باشند . و نيز معتقدند كه امامت از اولاد آن حضرت بيرون نمىرود و چنانچه امامت به دست ديگران بيفتد ، براثر ظلم و ستمى است كه از جانب ديگران بر آن‌ها شده و يا براثر تقيه‌اى است كه بنا بر مصلحت از ناحيه خود آنان صورت گرفته است » . شايد تعريف شهرستانى دربارهء شيعه دقيق‌تر از تعريف اشعرى باشد ، زيرا
هامش
( 1 ) - قاموس المحيط ، ماده شاع . ( 2 ) - ابو مخنف ، لوط ابن يحيى ، مقتل الامام ابى عبد الله الحسين ( ع ) ، نجف 1960 ، ص 1 . ( 3 ) - نصر بن مزاحم ، واقعة صفين ، قاهرة 1365 ه . ق ، ص 7 . ( 4 ) - مسعودى ، على بن الحسين ، الوصية ، نجف ، ص 121 . ( 5 ) - مقالات السلاميين و اختلاف المصلين ، ج 1 ، قاهره 1950 ، ص 65 .
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 45 | عبد الله فياض / خاتمى