زمانى كه سير حركت شيعه را بررسى كنيم ، مىبينيم ، رهبرى شيعه كه در ائمه تجسم يافته بود ، عقيده داشت كه تنها به دست گرفتن حكومت ، كافى نيست و زمانى عمل تغيير و دگرگونى جامعه ميسر است كه چنين حكومتى برخوردار از پايگاههاى مردمى آگاه باشد به گونهاى كه اينان به هدفهاى آن آشنا باشند ، در امر حكومت به نظريات و ديدگاههاى آن مؤمن باشند . از حمايت آن دريغ نورزند . مردمان را با مواضع آن آشنا سازند و در برابر طوفان حوادث پايدار و مقاوم باشند .
در نيمهء نخستين قرن اول هجرى هنگامى كه ائمه پس از پيغمبر ( ص ) از حكومت بازداشته شدند ، تلاش مىكردند تا از راههايى كه معتقد بودند ، حكومت را از نااهلان بگيرند و به خود برگردانند ، زيرا معتقد بودند در ميان مهاجرين و انصار و تابعين عدهء زيادى هستند كه از حقانيت شيعه و هدفهاى آن يا آگاهند و يا در معرض آگاهى قرار دارند و زمينهء لازم جهت آگاهى آنها وجود دارد و بنابراين به دست آوردن حكومت ممكن است موجب تحقق يافتن هدفهاى اسلامى باشد ، ولى با گذشت نيمقرن و پس ازآنكه آن آگاهى و ايمانى كه در ميان مردم وجود داشت كمكم رو به ضعف و نابودى نهاد و در پرتو انحرافات موجود ، نسلهاى متعددى رشد كردند ، در نتيجه به دست آوردن حكومت بدون وجود پايگاههاى مردمى آگاه و فداكار ، موجب تحقق يافتن هدف عالى ائمه نمىگرديد .
در چنين شرايطى لازم بود دو كار صورت گيرد :
1 - تلاش جهت ايجاد كردن پايگاههاى مردمى بيدار تا زمينهء لازم را جهت به دست آوردن حكومت فراهم نمايد .
2 - برانگيختن وجدان و ارادهء امت اسلامى و حفظ آن دو از حيات و استوارى كه شخصيت و كرامت امت را از سقوط كامل و تسليم شدن به سلاطين منحرف بازدارد .
در قسمت اول ائمه خود عهدهدار آن گرديدند و در انجام آن تلاش نمودند و قسمت دوم را انقلابيون علوى به عهده گرفتند و با فداكارى و جوانمردى تلاش نمودند تا وجدان و ارادهء اسلامى را حفظ نمايند و ائمهء معصومين ( ع ) از كسانى كه با اخلاص در اين راه گام برمىداشتند ، حمايت مىكردند .
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 36
مساهمون: عبد الله فياض
ص٣٦