از دنيا ( زهد ) روى آوردند .
حقيقت آن است كه تشيع هيچگاه از زمان پيدايش خود تنها شامل جنبه روحى و معنوى فقط ، نبوده است و چنانكه در گذشته - هنگام بيان شرائط وسايلى كه منجر به پيدايش تشيع گرديد - شرح داديم ، تشيع در دامن اسلام متولد شد و طرحى بود براى رهبرى امير المؤمنين ( ع ) پس از پيغمبر ( ص ) كه رهبرى فكرى و سياسى آن حضرت را بهطور يكسان دربر مىگرفت و به حكم چنين مسائلى كه مقتضى پيدايش تشيع بود و منجر به پيدايش آن گرديد در مرام تشيع امكان نداشت كه جنبهء روحى و فكرى آن از جنبه سياسى جدا گردد ، چرا كه در خود اسلام اين دو امر از يكديگر جدا نيستند .
بنابراين تشيع تقسيمپذير نيست ، مگر آنكه - درحالىكه مواجه با نيازمندى تجربه اسلامى براى مرجعيت فكرى و رهبرى سياسى باهم مىباشد - معناى خود را به عنوان طرحى براى حمايت از آينده دعوت از دست بدهد .
درست است كه حضرت على ( ع ) محبوبيت زيادى در بين اقشار مسلمانها داشت ، زيرا آنها او را شايستهء ادامه دادن نقش خلفاى سهگانه مىدانستند و همين امر موجب شد كه پس از عثمان عهدهدار حكومت گردد . ولى چنين محبت و حمايتى از طرف بيشتر مسلمانها ، تشيع روحى و سياسى به حساب نمىآيد ، هرچند تشيع روحى و سياسى در داخل محدودهء آن گسترش يافت ، بنابراين نمىتوان آن را نمونه و دليل تشيع جداگانه ( تشيع سياسى ) دانست . چنانكه امام ( ع ) در زمان ابو بكر و عمر برخوردار از محبت و حمايت معنوى و فكرى تعدادى از بزرگان صحابه از قبيل سلمان و ابو ذر و عمار و غيره بود ، ولى اين نيز به معناى تشيع روحى تنها - جداى از جنبه سياسى - نيست ، بلكه اين امر بيانگر آن است كه اين عده به هر دو جنبهء امامت فكرى و سياسى آن حضرت ايمان داشتند و بعد از حضرت رسول ( ص ) او را شايستهء رهبرى اسلام مىدانستند . زيرا محبت روحى و معنوى آنها به امير المؤمنين ( ع ) بيانگر ايمانشان به جنبهء فكرى و روحى اين رهبرى است و مخالفتشان با ابو بكر و جريانى كه منجر به برگرداندن حكومت از حضرت على ( ع ) به غير او شد ، بيانگر ايمان آنها به جنبهء سياسى رهبرى آن حضرت
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: عبد الله فياض
ص٣٤