على بن موسى الرضا ( ع ) در مورد زيد بن على بن الحسين به مأمون چنين فرمود : زيد از علماى خاندان محمد ( ص ) بود ، براى خدا غضب كرد و با دشمنان اسلام به جهاد پرداخت تا در اين راه به شهادت رسيد . پدرم موسى بن جعفر ( ع ) از پدرش از امام صادق ( ع ) روايت كرد كه فرمود : خدا رحمت كند عمويم زيد را . او مردم را براى خشنود كردن آل محمد ( ص ) دعوت كرد و اگر پيروز مىشد ، به عهد خود و فا مىكرد . او به مردم گفت شما را براى خشنود كردن خاندان محمد ( ص ) و جلب رضايت آنها دعوت مىكنم . « 1 »
در روايت ديگرى آمده است : هنگامى كه در نزد امام صادق ( ع ) از فردى سخن گفته شد كه از خاندان محمد ( ص ) بود و بر ضد حكومت زمان خروج كرده بود ، امام صادق ( ع ) فرمود : من و شيعيانم همواره نسبت به كسانى كه از خاندان محمد ( ص ) خروج نمايند ، به نيكى رفتار مىكنيم . دوست داشتم فردى از اين خاندان خروج مىكرد و مخارج خانوادهاش را مىپرداختم « 2 » .
بنابراين ، اينكه ائمهء معصومين ( ع ) پس از امام حسين ( ع ) بهطور مستقيم وارد جنگ مسلحانه با سلاطين منحرف نگرديدند ، دليل كنارهگيرى آنها از جنبه سياسى رهبرى و اكتفاء به جنبهء عبادى نيست ، بلكه اين امر از طرفى بيانگر آن است كه نحوهء دخالت سياسى و تركيب آن نسبت به اقتضاى شرائط و اوضاع در هر زمانى فرق مىكرده و از طرفى بيانگر ادراك عميق ائمهء معصومين ( ع ) نسبت به طبيعت و اقتضاى عمل تغيير و اسلوب و شرائط تحقق يافتن آن مىباشد .
نجف اشرف - محمد باقر صدر
هامش
( 1 ) - وسائل كتاب جهاد .
( 2 ) - سرائر ابن ادريس .