تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
مىدانستند كه مقيد به اجراى طرح پيغمبر ( ص ) نباشند و خود را از قيد آن رها نمايند ، زيرا اجتهادشان منجر به ارائهء طرحى شد كه به نظر آن‌ها چنين طرحى با اوضاع و شرائط روز سازگارتر از طرح پيغمبر ( ص ) بود . به اين صورت شيعيان بلافاصله پس از رحلت پيغمبر ( ص ) به وجود آمدند و در عده‌اى از مسلمانان تجسم يافتند كه به‌طور عملى تسليم طرحى شدند كه پيغمبر اسلام ( ص ) براى رهبرى حضرت على ( ع ) ، ارائه داد و واجب دانست تا بلافاصله پس از او به اجرا گذاشته شود . بنابراين تجسم جريان شيعى و به فعليت درآمدن آن از لحظه‌اى آغاز شد كه برخى موضعى را كه گروهى در سقيفه بدان روى آوردند و با در پيش گرفتن آن طرح رهبرى حضرت على ( ع ) را متوقف كردند و خلافت را به غير او نسبت دادند ، رد كردند . طبرسى در كتاب احتجاج از ابان بن تغلب روايت كرده است كه وى گفت : به امام صادق ( ع ) عرض كردم : فدايت شوم ، آيا در بين صحابهء پيغمبر ( ص ) فردى بود كه ابو بكر را از كارش ( خلافت ) نهى كند ؟ امام فرمود : بلى دوازده نفر بودند كه او را نهى كردند ؛ از مهاجرين خالد بن سعيد بن عاص ، سلمان فارسى ، ابو ذر غفارى ، مقداد بن اسود ، عمار بن
هامش
- ايجاد شود ، چنين فرموده‌اند : ممكن است بگويى ، چنانچه جريان شيعى پيرو تعبد بود و جريان ديگر پيرو اجتهاد بود ، اين بدان معناست كه شيعيان اجتهاد را رد مىكنند و آن را براى خويش روا نمىدانند بااينكه ما مىبينيم علماى شيعه همواره جهت به دست آوردن احكام و قوانين به كار اجتهاد مىپردازند . پاسخ مىدهيم : اجتهادى كه علماى شيعه به آن مىپردازند و آن را جايز و بلكه واجب كفايى مىدانند ، اجتهاد در استنباط احكام از نص شرعى است ، نه اجتهادى كه مجتهد برطبق عقيدهء خود يا به واسطهء مصلحتى كه تصور مىكند ، آن را در رد نص شرعى به كار گيرد ، چنين اجتهادى جايز نيست و چنين اجتهادى ازنظر شيعه مردود است . هنگامى كه از وجود دو جهت و دو جريان در صدر اسلام سخن گفتيم و بيان داشتيم كه يكى از اين دو جريان معتقد به نص بود و ديگرى موضع اجتهادى داشت ، مقصود ما از چنين اجتهادى ، اجتهاد در ردّ نص و حديث پيامبر يا قبولش مىباشد ، بنابراين جريانى كه معتقد به نص و پايبند به آن بود ، اجتهاد در محدودهء نص و تلاش در استنباط و به دست آوردن حكم شرعى از آن را رد نمىكند و چنين اجتهادى را روا مىداند . - م .