نوشتهاى ( دستور العملى ) براى شما بنويسيم كه پس از آن گمراه نشويد ، عمر گفت تب و درد بر پيامبر ( ص ) غلبه كرده است ، قرآن در بين شماست و كتاب خدا براى ما كافى است . پس بين آنها اختلاف افتاد ، برخى گفتند بگذاريد پيامبر ( ص ) براى شما چيزى بنويسد تا هرگز گمراه نشويد و برخى به گفته عمر گرويدند ، پس چون اختلاف و مشاجره زياد شد ، پيامبر به آنها فرمود برخيزيد ( و بيرون رويد ) . تنها همين حادثه جهت اثبات نظر ما و بيان عمق دو طرز تفكر و نيز مقدار تناقض و اختلاف و درگيرىهاى بين آنها كافى است . اما براى اينكه تصوير روشنترى از گروه طرفدار اجتهاد و رسوخ آن در برخى از صحابه داشته باشيم ، ممكن است نزاع و اختلاف صحابه در مورد فرماندهى اسامة بن زيد بر لشكر را نيز بر آنها بيافزاييم ، چرا كه صحابه ، علىرغم نص صريح پيامبر اسلام ( ص ) در مورد لزوم اطاعت و قبول فرماندهى اسامه ، در اين امر به نزاع پرداختند و بر اين كار عيبجويى كردند . به صورتى كه حتى پيامبر ( ص ) درحالىكه مريض بود از منزل خارج شد و براى مردم خطبه خواند و چنين فرمود : چه سخنانى است كه از برخى از شما در مورد فرماندهى اسامه به من رسيده است . اگر شما در اينكه من اسامه را فرماندهتان قرار دادم بر من عيب گيريد ، پس هرآينه در اينكه پدرش را نيز درگذشته فرمانده قرار دادم ، عيب گرفتهايد . به خدا قسم ! اگر او ( پدرش ) شايستهء فرماندهى بود ، پسرش هم شايسته است .
اختلاف و رقابتى كه بين اين دو جريان در زمان پيغمبر ( ص ) شروع شد در موضع مسلمانان نسبت به طرح رهبرى حضرت على ( ع ) پس از پيغمبر اسلام ( ص ) نيز ديده مىشود . آنها كه پيرو تعبد و نص بودند ، از طرح پيغمبر اكرم ( ص ) در مورد امامت و خلافت پس از خود ، پيروى مىكردند و خود را ملزم به قبول آن مىدانستند ، بدون آنكه آن را متوقف كنند يا تغيير دهند . اما عدهاى كه موضع اجتهادى « 1 » داشتند براى خود روا
هامش
( 1 ) - آية الله صدر در نسخه ديگرى از اين مقدمه كه پس از چاپ اين كتاب ، چاپ شده است و ايشان مطالب جديدى را بدان افزودهاند در مورد اشكالى كه ممكن است در ذهن برخى از خوانندگان راجع به اجتهاد ، -