تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
او را آماده نمايد تا به دست او و جانشينانش اسلام به رشد انقلابى خود نايل شود و به جانب كامل شدن هدف دگرگونى جامعه يعنى از بين بردن تمام رسوبات جاهليت و ريشه‌كن كردن آن‌ها و ساختن امت جديد در سطح خواسته‌ها و مسئوليت‌هاى دعوت ، نزديك شود . تاكنون چگونگى پيدايش تشيع را دانستيم . اكنون مىپردازيم به چگونگى پيدايش شيعه و تقسيمى كه براساس آن ، در امت اسلامى به وجود آمد ( پاسخ به سؤال دوم ) . هرگاه نخستين مرحله از زندگى امت اسلامى در عصر پيغمبر اكرم ( ص ) را بررسى كنيم ، مىبينيم ازنظر فكرى ، دو گرايش اساسى و متفاوت باهم همراه با پيدايش امت و آغاز تجربهء اسلام از سال‌هاى نخستين ، وجود داشتند و در ميان امت كوچك و نوظهورى كه به وسيله پيغمبر ( ص ) به وجود آمده بودند ، به حيات خود ادامه دادند . اختلاف بين اين دو گرايش و بينش منجر به آن شد كه بلافاصله پس از پيغمبر اكرم ( ص ) تقسيم عقيدتى رخ دهد و امت اسلامى به دو گروه تقسيم شود . گروهى حكومت را به دست آورد و با به دست آوردن امكانات قادر شد تا عقيدهء خود را گسترش داده و بيشتر مسلمان‌ها را زير پوشش خود درآورد ، درحالىكه گروه دوم از حكومت كنار گذاشته شدند و به وجود خود در داخل حوزهء اسلامى به صورت اقليتى مخالف ادامه دادند ، چنين اقليتى « شيعه » نام داشت . اين دو جهت فكرى كه از آغاز پيدايش امت اسلامى در زمان پيغمبر ( ص ) وجود داشتند ، عبارتند از : 1 - گروهى كه براساس تعبد ، به دين و پذيرش حكميت آن ايمان داشتند و در برابر نص دينى در تمام جوانب زندگى به‌طور مطلق و بىچون‌وچرا تسليم بودند . 2 - گروهى كه به دين ايمان داشتند ، اما معتقد بودند تعبد و تسليم بىچون‌وچرا و پايبندى به نصوص دينى اختصاص به محدوده خاص عبادات و مسائل غيبى دارد و آنچه ايمان به دين ، از آن‌ها مىخواهد ، همين است و معتقد بودن به اجتهاد در ساير مسائل ممكن است و براين‌اساس مىتوان با بودن مصلحت به‌جز در عبادات و مسائل غيبى ،