اعتقادى و رسالتى ويژه كه پيامبر درجهت آموزش امام على ( ع ) در سطح رهبرى رسالت ، بدان مىپرداخت .
چنانكه پس از پيامبر ( ص ) در دوران زندگى حضرت على ( ع ) نيز موارد بسيارى وجود دارد كه منعكسكنندهء آثار و نتايج آن آمادهسازى ويژه است و نشان مىدهد كه آن آمادهسازى ويژه از سوى پيامبر ( ص ) دربارهء امام على ( ع ) انجام گرفته است .
هر مشكلى كه رهبرى حاكم از حل آن عاجز مىماند ، حضرت على ( ع ) مرجع و پناهگاه حل آن بود . ما در طول تاريخ تجربهء اسلامى در زمان خلفاى چهارگانه به واقعهاى برنخوردهايم كه امام براى دانستن نظر اسلام و راهحل آن به غير خود مراجعه كرده باشد . درحالىكه در تاريخ به دهها واقعه برمىخوريم كه رهبرى حاكم اسلامى علىرغم بهرههايى كه خود در اين زمينه داشت ، احساس مىكرد ، ناگزير است براى حل آنها به امام على ( ع ) مراجعه نمايد .
بنابراين از يك سو شواهد زيادى وجود دارد كه همه گوياى اين حقيقت است كه پيغمبر اسلام ( ص ) به على ( ع ) آمادگى خاصى مىداد و او را مهياى پذيرش رهبرى جامعه در زمان پس از خود مىكرد و از سوى ديگر شواهد زيادى نيز وجود دارد كه همه بيانگر آن است كه پيامبر ( ص ) ولايت و زمامدارى على بن ابى طالب ( ع ) را اعلام كرده و رسما رهبرى فكرى و سياسى را بر عهدهء امام على ( ع ) گزارده است و شمار اينگونه شواهد از قسم اول كمتر نيست ، چنانكه ما نمونههايى از آن را در حديث « دار » ، « ثقلين » ، « منزلت » ، « غدير » و دهها حديث نبوى ديگر مىبينيم .
آرى اينچنين تشيّع در حوزهء دعوت اسلامى و برطبق طرح رسول اكرم ( ص ) ايجاد شد ، طرحى كه پيغمبر ( ص ) آن را براى حفظ آيندهء اسلام و به امر خداوند متعال ارائه داد ، بنابراين ، تشيع عارضهاى نوظهور نبود كه در صحنهء حوادث و براثر وقايع پس از پيغمبر اكرم ( ص ) ، ايجاد شده باشد ، بلكه نتيجهء ضرورى طبيعت پيدايش دعوت و نيازها و اوضاع و شرائط اصلى آن بود كه بر اسلام لازم مىنمود تا تشيع را پديد آورد . به عبارت ديگر بر نخستين رهبر اسلام ( پيامبر اكرم ( ص ) ) واجب بود تا رهبر دوم آن را برگزيند و
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: عبد الله فياض
ص٢٨