فرمود : على ( ع ) آمد ؟ على ( ع ) قبل از طلوع خورشيد رسيد ، در اين وقت ما دانستيم كه پيامبر با على ( ع ) كارى دارد ( و لازم نيست ما در آنجا باشيم ) ، همه از خانه خارج شديم و اين زمانى بود كه همهء ما در خانه عايشه بوديم . من آخرين فردى بودم كه از خانه خارج شدم ، پس در پشت در نشستم و از همه به در نزديكتر بودم ، على ( ع ) به پيامبر ( ص ) چسبيده بود و آخرين كسى بود كه نزد پيغمبر ( ص ) بود و پيامبر ( ص ) به او محرمانه سخن مىگفت و نجوا مىكرد .
امير المؤمنين ( ع ) در خطبه مشهور قاصعه دربارهء ارتباط بىنظير خود با پيغمبر ( ص ) و نيز توجه پيغمبر ( ص ) در آماده كردن و تربيت كردن او چنين فرموده است : « و قد علمتم موضعى من رسول اللّه بالقرابة القربية و المنزلة الخصيصة وضعنى في حجره و انا ولد ، يضمّنى الى صدره و يكنفنى في فراشه و يمسّنى جسده و يشمّني عرفه و كان يمضغ الشىء ثم يلقمنيه و ما و جد لي كذبة فى قول و لا خطلة في فعل . . . و لقد كنت اتّبعه اتّباع الفصيل اثر امة يرفع لي في كل يوم من اخلاقه علما و يأمرنى بالاقتداء به ، و لقد كان يجاور في كلّ سنة بحراء فاراه و لا يراه غيرى و لا يجمع بيت واحد يومئذ فى الاسلام غير رسول اللّه ( ص ) و خديجة و انا ثالثهما ارى نور الوحى و الرسالة و اشمّ ريح النبوّة » .
يعنى : شما موقعيتم را نزد رسول خدا ( ص ) به سبب خويشاوندى نزديك و منزلت مخصوص مىشناسيد ، درحالىكه كودك بودم ، مرا به سينهء خود مىچسباند و در بستر خود مىخواباند و بدنش را با من تماس مىداد و بوى خوشش را به من مىبوياند و خوراكى را مىجويد و سپس آن را در دهان من مىگذاشت . نه در گفتار من دروغى يافت نه در كردار من سهو و خطايى . من به دنبال او روان بودم . آنسان كه كودك خردسال به دنبال مادر خود روان است . هر روز رايتى از اخلاق نيك خويش برمىافراشت و به من فرمان مىداد كه از او پيروى كنم . هر سال در « حرا » اقامت مىگزيد و من او را مىديدم و جز من فردى او را نمىديد و در آن روزها اسلام در خانهاى نبود جز خانه رسول ا . . . ( ص ) و خديجه و من سومين آنان بودم . نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوت را مىبوييدم .
اين نمونهها و بسيارى شواهد ديگر ارائهدهنده تصويرى است از آن آمادهسازى
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: عبد الله فياض
ص٢٧