بسيارى از مفاهيم دعوت و حقايق آن را براى آن حضرت بيان كرد و در اين كار ، او را بر ديگران مقدم داشت و زمانى كه على ( ع ) از آن حضرت ( ص ) سؤال كرد و سؤالاتش را به پايان مىرساند ، پيغمبر اكرم ( ص ) شروع به پاسخ دادن و بيان حقايقى مىكرد كه سطح فرهنگى و فكرى آن حضرت را بالا مىبرد و تا آخرين روزهاى زندگانى مباركش ساعتهاى زيادى از شبانهروز را با آن حضرت خلوت مىكرد و او را با مفاهيم دعوت و مشكلات آن و نحوهء عمل كردن و حل مشكلات آشنا مىساخت . حاكم در مستدرك از ابى اسحاق روايت كرده است كه وى گفت : از قثم بن عباس سؤال كردم ، چگونه على وارث پيغمبر است ؟ وى گفت : به اين سبب كه على نخستين كسى بود كه از ما به پيغمبر ( ص ) پيوست و بيش از همه با وى درآميخت . در حلية الاولياء نيز از ابن عباس روايت شده است كه وى گفت : به ما گفته شد كه پيامبر ( ص ) به على ( ع ) هفتاد سفارش مهم توصيه كرد كه به غير او چنين توصيهاى نفرمود .
نسايى نيز در كتاب خصائص از حضرت على ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : من در نزد پيغمبر ( ص ) مقامى داشتم كه احدى از بندگان چنان مقامى نداشت . در هر شب بر آن حضرت وارد مىشدم و هنگام ورود اگر در حال نماز بود با گفتن تسبيحى اجازهء ورود مىداد و من داخل مىشدم و اگر در نماز نبود به من اجازه ورود مىداد و نيز از آن حضرت روايت شده است كه فرمود : در دو وقت با پيامبر ( ص ) ديدار مىكردم ، يكى در شب و يكى در روز . نسايى نيز از على ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : هرگاه از پيغمبر ( ص ) سؤال مىكردم ، پاسخ مىداد و چون ساكت مىشدم ، او آغاز به سخن مىكرد . اين روايت را حاكم در كتاب مستدرك نيز آورده است و در آنجا گفته است : اين روايت با معيار شيخين ( بخارى و مسلم ) صحيح است .
نسايى از ام سلمه نيز روايت كرده است كه وى گفت : قسم به آنكه ام سلمه به او سوگند ياد مىكند ، على ( ع ) به پيغمبر از همه كس نزديكتر و مأنوستر بود ، وى گفت :
چون بامداد روزى رسيد كه پيامبر در آن روز رحلت كرد ، پيغمبر ( ص ) كسى را به دنبال على ( ع ) فرستاد . من گمان كردم كه مىخواهد او را در پى كارى بفرستد ، پس تا سه مرتبه
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: عبد الله فياض
ص٢٦