روح دعوت را در اعمال وجودش تزريق كند و سپس او را از جهت عقيدتى و رهبرى ويژه آماده نمايد تا مرجعيت فكرى و رهبرى سياسى اسلام در او شكل گيرد و بعد از پيامبر اسلام ( ص ) به كمك پايگاه مردمى آگاه يعنى مهاجرين و انصار ، رهبرى اسلام و بازسازى عقيدتى امت را به عهده گيرد و آن را تا جايى ادامه دهد كه امت شايستگى پيدا كند تا خود مسئوليتهاى رهبرى را پذيرا شود .
و بدينسان ، اين راه را ، تنها راهى مىيابيم كه ممكن بود سلامتى آيندهء اسلام را تضمين كند و نگذارد اسلام در مسير پيشرفت و گسترش خود ، دچار انحراف گردد و پيامبر اكرم ( ص ) نيز چنين كرد .
احاديث و نصوصى كه بهطور متواتر از پيغمبر ( ص ) روايت شده است و دلالت مىكند كه آن حضرت مشغول آمادهسازى عقيدتى و فرهنگى ويژه در مورد يكى از پيامرسانان و مبلغان اسلام بوده - در حدى كه وى را براى عهدهدار شدن رهبرى فكرى و سياسى مهيا كرده - و اينكه پيامبر ( ص ) او را به پيشوايى فكرى و سياسى پس از خود توصيه نموده است ، همه گوياى اين مطلبند كه پيامبر ( ص ) روش سوم را برگزيد و مقتضاى شرائط و اوضاع نيز چنانكه دانستيم ، همين روش بود .
شخصى كه براى رهبرى رسالت پرورش يافت و جهت عهدهدار شدن آيندهء اسلام و رهبرى فكرى و سياسى آن منصوب شد ، كسى نيست جز على بن ابى طالب ( ع ) ؛ شخصيتى كه وجودش و افكارش در پناه اسلام شكل گرفت و پرورش يافت و اولين كسى بود كه اسلام آورد و نخستين مجاهدى بود كه در راه اسلام در مقابل دشمنان آن با پايدارى جنگيد و وجودش در زمان پيامبر ( ص ) شكل گرفت و ژرفا يافت .
پيغمبر ( ص ) آن حضرت را پرورش داد و على ( ع ) در كنار او چشم گشود و در پناه او رشد يافت و فرصتهايى برايش پيش آمد تا از پيامبر بياموزد و با آن حضرت همسخن شود و طبق خواستهء او عمل كند كه چنين فرصتهايى براى هيچ انسان ديگرى پيش نيامد .
شواهد زيادى در زندگى پيامبر ( ص ) و على ( ع ) وجود دارد كه همه بيانگر آن است كه پيامبر ( ص ) حضرت على ( ع ) را مهياى پذيرش چنين رسالت خاصى مىنمود ، زيرا
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: عبد الله فياض
ص٢٥